بایگانی مطالب برچسب: جامعه
اعتبار سوخته دانشگاهها
در زمان خاموشی اینترنت تنها دانشجویان نیستند که آسیب میبینند. استادان دانشگاه نیز با دانشجویان در یک قایق نشستهاند. استادانی که هم نگران عقب افتادن کار دانشجویان و روی زمین ماندن پروژههایشان هستند و هم اعتباری را که خود سالها در کارهای بینالمللی جمع کردهاند، در معرض خطر میبینند. همه کارهای پژوهشی و همکاریهای بینالمللی در این مدت، درست مانند اینترنت خاموش شدهاند. شاید با برگشت اینترنت بتوان بخشی از کارهای عقبافتاده را جبران کرد، اما بنا به گفته استادان دانشگاه شاید هیچوقت نتوان اعتماد ازدسترفته به توان پژوهشی ایران را به حالت قبل بازگرداند.
وقتی صدای قانون خاموش میشود
جای خالی راویان «هممهین»
بازاری که اخطارها، از سوزاندن نجاتش نداد
خبر را که خواندم، بلافاصله شمارهاش را در لیست مخاطبینم جستوجو کردم. در دل خداخدا میکردم جواب دهد. با صدایی گرفته و پربغض گفت: «سمیهجون دیدی چی شد؟! تمام مغازهها سوختند.» اولین پرسشم نه درباره مغازهها، بلکه درباره «ایلیا» و «کیان» است؛ پسران ۲۵ و ۲۰ سالهاش. میگوید: «خدا رحممان کرده است، بچهها زندهاند. آسیبی ندیدهاند. حادثه تلفات جانی نداشت. ولی سمیهجون چهارپنج میلیاردمون رفت… .» بغضش ترکید و همان صدای گرفته زیر و بیرمق، کامل قطع شد. اتفاقات اخیر، پرپر شدن هزاران تن از جوانان و هموطنان آزادهام، سوگواری مادران جانسوخته، قلبهایمان را شرحهشرحه کرده، گویی در مواجهه با هر خبر تلخ میتوانیم دریادریا اشک بریزیم. بغضم شکسته شد. چند ثانیهای فقط سکوت بود.
چرا با مردم مذاکره نمیکنید؟
اختلال در حق ارتباط
در روزهایی که قطع اینترنت جهانی ایران، انسداد پیامکها و اختلال در تماسهای تلفنی به چالشی بزرگ برای شهروندان تبدیل شده بود، برخی از روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی با نوع دیگری از قطع ارتباط مواجه بودند؛ مسدودشدن سیمکارتها. اقدامی که پیشتر هم سابقه داشت و سال گذشته خبرساز شده بود. حالا آنچه روایتهای مسدودسازی سیمکارتها را در ماه اخیر به هم پیوند میدهد، قطع ارتباط بدون اطلاع قبلی، نبود توضیح شفاف درباره دلایل، و اختلالی است که نهتنها ارتباطات شخصی بلکه فعالیتهای شغلی و حتی امور ابتدایی زندگی را تحتتأثیر قرار میدهد؛ وضعیتی که از نگاه یک وکیل دادگستری میتواند با اصول قانونی مرتبط با حقوق اساسی شهروندان در تعارض باشد و تکرار این اقدام، پرسشهایی جدی درباره مبنای قانونی چنین تصمیمهایی و اثر آن بر حق دسترسی به ارتباطات ایجاد کرده است.
انگار همه مرده بودند
هر صدای بلندی شوکهکننده است و هر بار چند لحظه زمان میبرد تا به یاد بیاورند در شبها و روزهایی حساس، ایران نیستند و آنچه میشنوند نه صدایی از حضور مردم در خیابانهای ایران، بلکه احتمالا صدای باد یا صدای اتفاق دیگری هزاران کیلومتر آن طرفتر از وطنشان است. شرایط واقعی در اطراف مهاجران شبیه هیچ چیزی از آنچه در ذهنشان میگذرد نیست، بلکه وقتی اندک ارتباط مجازی با افراد مهم زندگیشان هم قطع میشود، شرایطی که تجربه میکنند، شبیه سوگ ازدستدادن عزیزان است، تمام عزیزان.
شبهات فهرست اعلامی دولت از کشتهشدگان
|پیام ما| انتشار فهرست اسامی کشتهشدگان اعتراضات دیماه از سوی دولت، با اینکه با عنوان «شفافسازی» ارائه شده، بحثها و نقدهایی را بهدنبال داشته است. بررسی فهرست نشان میدهد این فهرست کامل نیست و ایرادات مختلفی دارد.
سهم کودکان ما از بحرانها
آخرین روزنههای اتصال به جهان
اینترنت در ایران دیگر مثل گذشته نیست و نمیدانیم چه زمانی بهشکل سابق برمیگردد. از ۱۸ دی، یعنی ۲۵ روز پیش، اینترنت بهطور کامل قطع شد و چند روزی است که کاربران با ویپیانهای پراختلال و تحت کنترل میتوانند این محدودیت را دور بزنند. ارتباطات روزمره مختل شده و خسارت کسبوکارها هر روز روی هم تلنبار میشود. دفعه پیش در جنگ دوازدهروزه به همین وضع دچار شده بودیم، اما به گواه کارشناسان حوزه فناوری، اینبار از همه تجربههای پیشین سختتر است؛ سایه جنگ بر سر ماست و دور نیست که درصورت حمله، آخرین روزنههای اتصال به جهان مسدود شود.
بهشت زهرا چرا دوباره توسعه مییابد؟
|پیام ما| سایه جنگ هنوز از سر ایران کم نشده، ناو آمریکایی در نزدیکی دریای جنوب لنگر انداخته است. مادران و پدران بسیاری بعد از اعتراض خون بار دیماه، بهدنبال رد و نشانی از جگرگوشههایشان گورستانها را گز میکنند. ویدئوهایی از فضای بهشت زهرا از طریق تلفنهای همراه دستبهدست میشود. در یکی از همین روزها که مردم یک چشمشان به آسمان است و یک چشمشان به اخبار، دو نقلقول از رئیس سازمان بهشت زهرای تهران، توجهها را به خود جلب کرد: «مجموعهای در کنار عروجیان در سه هزار مترمربع در حال آمادهسازی است که فضای نگهداری موقت متوفیان را به ما میدهد.» و «در سناریوهای احتمالی تجاوز زمینی یا هلیبرن، موضوع ساماندهی موقت جنازه متجاوزان به کشور از جمله سربازان آمریکایی، محل نگهداری و دفن موقت تا زمان تعیینتکلیف نهایی بهمیزان پنج هزار قبر آماده شدهاند.»
ایرانِ پریشان
«زندگی معمولی» بسیاری از ایرانیها در هفتههای اخیر مختل شده. نمونهاش «مریم»، «محسن»، «تینا»، «فاطمه»، «مهدی» و «پریرخ»! آنها عزیزی را از دست ندادهاند، بهشت زهرا و کهریزک نرفتهاند، ناچار نبودند هر لحظه خبرها را دنبال کنند، بهجز یک نفرشان بقیه برای پستهایشان در شبکههای اجتماعی مورد بازخواست قرار نگرفتهاند. با اینهمه همان تصاویر و فیلمهای محدودی که از اشک و خون و عزاداری دیدهاند، آنها را از پا درآورده است. بروز بیرونی آن هم شده درد و عود کردن بیماری!
