بایگانی مطالب برچسب: گلستان

تور ماهیگیرها در خزر کم‌جان پهن شد

«دریا خودش را عقب کشیده است و حالا ماهی هم مثل قبل نیست. با وجود آمار سازمان شیلات از تعداد صیادان قانونی خزر، حدود یک‌سوم از صیادهای تعاونی‌های صید پره در طول نوار ساحلی خزر برای آغاز فصل صید به صیدگاه‌ها آمده‌اند.» اینها خلاصه‌ای از صحبت‌های ماهیگیران خزر با «پیام‌ ما» است که چند روزی‌ است مانند هر سال به آب زده‌اند: «تور را در بیابان پهن می‌کنیم نه دریا.»‌ مشکلات اقتصادی، گرانی تور، کمبود سهمیه بنزین و گازوئیل هم بر مشکلات ماهیگیران شمال اضافه کرده‌ است؛ تاجایی‌که به‌گفته خود این صیادان، بسیاری از جوان‌ترها ترجیح داده‌اند کار کارگری در شهر را انتخاب کنند. امسال هم مانند هر سال از نیمه مهر، فصل به دریا زدن در شمال ایران شروع شده و تا نیمه فروردین سال بعد ادامه خواهد داشت. ماهیگیران اما امسال دلشان را به مرغان دریایی خوش کرده‌اند، می‌گویند: «امسال مرغ‌های دریایی زودتر آمدند، شاید قرار است دریا رونق داشته باشد.»

شیر آسیایی؛ از نماد تا جنازه

اردیبهشت سال ۱۳۹۸ و در کوران خبری گسترده، یک شیر آسیایی از باغ‌وحش بریستول انگلستان به باغ‌وحش ارم ایران آمد. نامش «کامران» بود و برای همکاری در پروژه بازگشت شیر آسیایی به ایران، به تهران منتقل شد. نامش را در کشورمان به «هیرمان» تغییر دادند. ورود این شیر با پوشش گسترده رسانه‌ای و تبلیغات «بازگشت شیر ایرانی» همراه بود اما در روزهای گذشته هیرمان در سکوت خبری در باغ‌وحش ارم از دست رفته است و از آن نگران‌کننده‌تر، واکنش اداره محیط‌زیست تهران بود که بدون ارائه هیچ مستنداتی و در اظهار نظری عجیب «کهولت سن» را عامل مرگ اعلام کرد. در حالی که این شیر تنها ۱۲ سال سن داشت. ورود پر سر و صدا و مرگ در سکوت، نه تنها سرنوشت یک شیر، که آینه‌ای از وضعیت باغ‌وحش‌ها و مسئولیت‌گریزی برخی مدیران است.

«دیده‌بان مستقل» نیازمند گردش اطلاعات

سیب‌زمینی‌هایی که هرگز به مقصد نرسید

|پیام‌ما| امسال هم مانند هر سال کشت و برداشت سیب‌زمینی در گلستان، استانی که ۷۰ درصد از نیاز بهاره سیب‌زمینی کشور را تأمین می‌کند، با مشکلات متعدد روبه‎رو شد. کاهش قیمت این محصول در بازار این‌بار هم کشاورزان را با ضرر جدی مواجه کرد. کشاورزانی که به‌گفته خودشان قصد داشتند دست از کشت این محصول بردارند، اما با تبلیغات دولت دوباره دست به کشت گسترده این محصول زدند تا کشور در مضیقه نماند. حالا سیب‌زمینی‌کاران می‌گویند با طناب پوسیده جهادکشاورزی به چاه رفته‌اند و کسی پاسخگوی ضرر و زیانشان نیست. سال گذشته بخشی از این محصول در استان گلستان به‌دلیل افت قیمت فاحش، بدون برداشت، با زمین شخم زده شد. دلال‌های سیب‌زمینی یکی از متهمان افت قیمت سیب‌زمینی در زمان برداشت هستند؛ دلال‌هایی که حالا دادستان مرکز گلستان می‌گوید تعدادی از آنان دستگیر شده‌اند. بنا به اعلام انجمن سیب‌زمینی هر سال تا نیمه خرداد بیش از ۷۰ درصد محصول سیب‌زمینی این استان برداشت می‌شد، اما امسال تنها ۱۰ درصد محصول کشاورزان برداشت شده است و این مسئله هم بر انباشت یکباره محصول در بازار فروش اثر گذاشته است. استاندار وعده داده است مشکلات کشاورزان حل خواهد شد، اما کارشناسان اقتصاد کشاورزی می‌گویند به‌جای دل‌بستن به وعده‌های دولت باید راه‌حلی دیگر جست‌وجو کرد: «بازگشت به نظام تعاونی».

دنیای پرچالش‌ «گلستان»

«پارک ملی گلستان دنیایی از چالش‌هاست.» این گفته «احمد رادمان»، رئیس این پارک ملی است. او چهارشنبه، ۲۱ شهریور ۱۴۰۳، به‌عنوان رئیس این پارک انتخاب شد و از آن روز تا اکنون درگیر مشکلات آن است. زمان پذیرش این مسئولیت،‌ تصور می‌کرد کاری ساده‌‌تر است، اما همان روزهای اول دریافت که مأموریتی دشوار در پیش دارد. همین موضوع سبب شد در جواب پرسشی مبنی‌بر اینکه بزرگترین مشکل شما چیست؟ این‌طور پاسخ دهد که دنیایی از چالش در پارک ملی گلستان وجود دارد که باید حل شوند؛ اولین آنها رسیدگی به وضعیت همیاران پارک ملی است،‌ همان نیروهایی که در هفت سال گذشته با حداقلی‌ترین امکانات در کنار محیطبانان برای حفاظت از پارک تلاش می‌‌کنند. در گفت‌وگو با رئیس پارک ملی گلستان از او سایر مسائل و مشکلات این پارک‌، برنامه‌های او برای این چالش‌ها و ساماندهی تفرج در این پارک ملی پرسیدیم. او ورود درآمد حاصله از تفرجگاه‌ها را راهی دانست که می‌تواند تمام مشکلات را حل کند.

مواجهه با دریای گردوغبار

«اگر ۱۰ سال قبل کسی می‌گفت در مازندران غبار وجود دارد، همه فکر می‌کردند شوخی می‌کند، حالا چی؟ غبار به اینجا هم رسید.» این جمله را یکی از اهالی بابل می‌گوید که در چندین عکس و فیلم از آنجا در کانال بابلی‌ها و دیگر کانال‌ها، این شهر را هم با ریزگرد اندک نشان می‌دهد. در سال‌های اخیر غبار راهش به گلستان و بعد مازندران باز شد. مهمترین راهی که غبارها طی کرده‌اند، از بیابان قره‌قوم ترکمنستان بوده؛ اما حالا که آب خزر عقب نشسته، بیم افزایش غبارهای داخلی هم بالا گرفته است. شن‌های ساحل با پسروی دریا رطوبت خود را از دست می‌دهند و آب دریا که قبلاً تالاب‌های مهم استان‌های شمالی را سیراب می‌کرد، هر روز کم‌رمق‌تر از قبل می‌شود. چنانچه استاندار مازندران در روزهای اخیر گفت «۱۵ هزار هکتار از ۴۵ هزار هکتار پهنه آبی تالاب میانکاله رو به خشکی رفته است.»

مرگ در گرگ و میش

نخستین عکس صفحه اینستاگرام «کاظم مصدق»، محیطبانی که غروب ششم اردیبهشت با گلوله مستقیم شکارچیان در منطقه کویلر پارک‌ ملی گلستان جانش را از دست داد، عکسی است از محیطبان «تاج‌محمد باشقره». باشقره در تیرماه سال ۱۳۹۷ با گلوله شکارچیان در پارک ملی گلستان کشته شد و کاظم زیر عکسی که از او منتشر کرده بود، نوشت «شهادتت مبارک داداش». حالا محیطبانان دیگر عکس‌ها و فیلم‌های به‌جامانده از کاظم را دست‌به‌دست می‌کنند و از شهادتش می‌گویند. او با ۴۵ سال سن، دو فرزند داشت و از سال ۱۳۹۰ محیطبان بود. چند سالی به گرگان رفت و دوباره به پارک ملی برگشت تا در گرگ و میش عصر شنبه، ششم اردیبهشت، جانش با گلوله از دست رود. روز گذشته فرمانده انتظامی گلستان خبر از دستگیری دو مظنون در ارتباط با این حادثه داد، اما آنچه برای جامعه محیطبانی و فعالان این عرصه قابل‌پذیرش نیست، تکرار حوادثی از این دست است؛ مرگ‌هایی دنباله‌دار.

گندم به‌جای نان، علوفه می‌شود

وزیر جهادکشاورزی اعلام کرده است قیمت خرید تضمینی گندم تا پایان شهریور تکان نخواهد خورد. بنیاد ملی گندمکاران اما اعلام کرده است وزارت جهادکشاورزی با این سیاست‌ها و تصمیمات کشت گندم در کشور را به مخاطره می‌اندازد. به‌گفته رئیس این بنیاد، اگر وزارت جهادکشاورزی در قیمت خرید تضمینی تجدید نظر نکند، دولت مجبور خواهد شد گندم را با قیمت‌های بسیار بالا وارد کند که این موضوع نه‌فقط هزینه‌های تولید و تأمین را افزایش می‌دهد بلکه موجب بروز مشکلات در تأمین نان مردم نیز خواهد شد. کارشناسان هشدار می‌دهند درصورت تداوم وضع موجود تولید گندم به‌سمت کاهش و حتی قاچاق خواهد رفت، چنان‌که اکنون نیز در برخی استان‌ها گندم سبزشده برای علوفه برداشت می‌شود. گندمکاران نیز تأکید می‌کنند قیمت ۲۰ هزار و ۵۰۰ تومان برای خرید تضمینی گندم دیگر نمی‌تواند تأمین‌کننده مخارج کشاورزان باشد و اگر دولت فکری نکند، خودشان باید برای معیشتشان قید گندمکاری را بزنند.

ردیاب‌ها کلید فهم رفتار مرال‌ها

«مرال‌هایی که طی نسل‌های متوالی در اسارت تکثیر شده‌اند و تجربه مواجهه با دشمنان طبیعی را ندارند، در برابر شکار آسیب‌پذیرترند.» این گفته پوریا سپهوند،‌ مدیر علمی پروژه «بازوحشی‌سازی و تقویت جمعیت مرال در جنگل آموزشی دانشکده منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس و منطقه حفاظت‌شده البرز مرکزی»، به این معناست که اگر پلنگ یا سایر گونه‌های گوشتخوار به گوزنی که تمام زندگی‌اش در اسارت بوده نزدیک شوند،‌ احتمال آسیب دیدن و مرگش بیشتر است. هراس از این اتفاق اما سبب نشد که یک تیم ۲۸ نفره از دانشگاه تربیت مدرس، اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران و همه اهالی روستاهای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا» از رهاسازی چهار مرال صرف‌نظر کنند و زندگی دائم در اسارت را برایشان رقم زنند. سپهوند معتقد است مرال‌ها (گوزن‌های قرمز) باید به دو دلیل رها می‌‌شدند؛ نخست، به نتیجه رساندن سرمایه‌گذاری کلان تکثیر در اسارت که بدون بازوحشی‌سازی ناقص می‌ماند و دوم، جلب توجه به جنگل‌های هیرکانی که با تخریب و تعارضات انسانی مواجه‌اند. در گفت‌وگو با این حفاظتگر از او پرسیدم باتوجه‌به بودجه محدود محیط‌زیست چه ضرورتی به انجام این پروژه بود؟ چه چالش‌هایی پیش روی آن وجود دارد؟ و گام‌های بعدی پس از این رهاسازی چیست؟ و چرا ردیاب‌ها اهمیت دارند؟

صد روز نگهبانی از مرال‌ها

«نازگل»،‌ «کاووس»، «مژده»،‌ و «باران» حوالی نیمه‌شب بیهوش به نوشهر رسیدند. وزن هر کدامشان ١۵٠ تا ٣٠٠ کیلوگرم بود و در حالت بیهوش سنگین‌تر هم حس می‌شدند. منتقل کردن آنها به بالادست سخت‌تر شده بود. «مهران قزوینی»، «فردین اکبرزاده»، «کریم شیرمحمدی»،‌ «سلمان زالکانی» و «غلامحسن زالکانی» به‌تنهایی از پس این کار برنمی‌آمدند. باید دست به دامن اهالی روستا می‌شدند، وگرنه نقشه رهایی آنها به سرانجام نمی‌رسید. لحظه به لحظه اثر داروی بیهوشی کمتر می‌شد و این چهار نفر با خود می‌گفتند چگونه از پس این چهار سنگین‌وزن بربیایند؟ اگر اهالی و همیاران محلی دو روستای «ملاکلا» و «صلاح‌الدین‌کلا»، مهرداد قزوینی و شهروز احمدی به کمکشان نمی‌آمدند، هرچه رشته بودند پنبه می‌شد. ۱۷ نفر از مردان روستا به‌سرعت خودشان را رساندند و با زحمت جعبه‌ها را بالا بردند. کار که به سرانجام رسید، اثر داروی بیهوشی هم کم شده بود، وقتی چشم گشودند دیدند همه‌چیز دوروبرشان تغییر کرده است، چهار قرق‌بان برای صد روز ۲۴ساعته دور فنس نگهبانی می‌دادند؛ مبادا کسی به آنها نگاه چپ کند. روز صدم در میان چشمان اشکبار و امیدوار این چهار مأمور و جمعی از مسئولان و در‌حالی‌که هرکدام گردنبند ردیاب به گردن داشتند، در میان جنگل رها شدند تا نخستین پروژه رهاسازی همراه با تحقیق درباره رفتارشناسی مرال در ایران رقم بخورد، در جنگل تحقیقاتی نوشهر!

آنقوت، ناجی ارژن

«می‌گویند پرنده مقدسی است». در روایت اهالی دشت ارژن و آنها که سالیان سال غاز قرمز را دیده بودند، این روایت دهن به دهن چرخیده و یک روایت قدیمی از شکار این پرنده هم وجود دارد: «وقتی یک شکارچی یکی از آنها را به خانه آورد، هرچه کردند آنقوت یا همان غاز قرمز نپخت و مجبور شدند آن را نخورند.» تالاب ارژن، ثبت‌شده در کنوانسیون رامسر است و از طرف یونسکو به‌عنوان ذخیره‌گاه زيست‌كره شناخته شده و حالا برای اولین‌بار در دنیا با یک روش علمی، این پرنده تالابی به‌عنوان گونه پرچم در این تالاب انتخاب و نماد تالاب ارژن شده است. صحبت از آنقوت میان اهالی روستاهای اطراف تالاب بالا گرفته، بچه‌ها در مدرسه درباره‌اش آموزش می‌بینند و مردم کوچه و خیابان هر کجا گعده‌ای دارند، اعضای انجمن «آوای بوم» و انجمن «آوای زیست‌بوم ارژن» به آنها درباره اهمیت این پرنده و چگونگی حفاظتش می‌گویند. آنقوت‌ها در حال حاضر در ارژن تعدادشان بیشتر از همیشه است و جانشان عزیزتر و همین هم حافظ تالاب است، تالابی فصلی که نگرانی‌ها از خشکی و تخریبش به‌دلایلی چون زمین‌خواری، برداشت آب، خشکسالی و … بالاست.

پارک ملی گلستان؛ تجزیه یا یکپارچگی

پارک ملی گلستان با مساحت ۹۱ هزار و ۸۹۵ هکتار مرداد ۱۳۳۶ به‌عنوان منطقه حفاظت‌شده «آلمه وایشکی» تحت‌مدیریت کانون شکار و صید درآمد. این محدوده در ۲۲ فروردین ۱۳۴۳ «پارک وحش» نام‌گذاری شد و هفت سال بعد در شهریور ۱۳۵۰ منطقه‌ای به اسم «قرخود» به آن افزوده شد. درنهایت، در سال ۱۳۵۳ «پارک ملی گلستان» به‌عنوان اولین پارک ملی ایران به ثبت رسید. از همان سال ۱۳۳۶ که شاهد شکل‌گیری منطقه حفاظت‌شده «آلمه وایشکی» بودیم، بحث سکونتگاه‌ها و روستاها مطرح و قرار بود برای یکپارچه کردن زیستگاه، زمین‌ها از مردم خریداری شود و با پرداخت حقوق ذی‌نفعان، آنها از این محدوده خارج شوند. بااین‌حال، در سال‌های اخیر با برنامه‌های اداره‌کل منابع‌طبیعی خراسان‌شمالی برای خارج کردن اسناد این پارک از دست اداره‌کل محیط‌زیست گلستان نگرانی‌های جدی بابت دست‌اندازی به عرصه‌های پارک ملی گلستان به‌وجود آمده است.