بایگانی مطالب برچسب: پارک ملی توران

مشاهده یوزها در سایه کمبودها

«پذیرش فرضیه جمعیت دوم یوز در پناهگاه حیات‌وحش نایبندان بدون پایش دقیق،‌ ممکن نیست. احتمال دارد این دو یوز از جنوب‌شرق پارک ملی توران وارد این پناهگاه حیات‌وحش شده باشند. جمعیت یوزهای ما به‌اندازه‌ای کم است که باید تک‌تک آنها را دنبال کنیم. اینجاست که حفاظتگران اهمیت پیدا می‌کنند، آنها کسانی هستند که می‌توانند با مردم محلی ارتباط بگیرند و با انواع شیوه‌های پایش، سرنوشت تک‌تک افراد را تعقیب کنند؛ اما متأسفانه هیچ‌کدام از این کارها انجام نمی‌شود. تنها خبرهایی درباره یوز می‌شنویم‌، یوزهایی که نمی‌توانیم از سرنوشتشان مطمئن شویم.» اینها گفته‌های «علی رنجبران»، حفاظتگر، درباره خبر خوب ثبت مشاهده دو یوز در پناهگاه حیات‌وحش نایبندان است. این حفاظتگر، «علی‌ خانی» مدیرکل حفاظت محیط‌زیست استان خراسان‌جنوبی و «حامد ابوالقاسمی» کارشناس حیات‌وحش تأکید دارند: امکانات و تجهیزات در نایبندان باید افزایش یابد، هم برای پایش و هم برای حفاظت از این پناهگاه یک و نیم میلیون هکتاری که کمترین نیروی محیطبان را در اختیار دارد.

بازگشت یوز

«به‌اندازه یک‌دهم توران هم دیده‌ نشده‌ایم. از سال ۸۸ نه نیروی محیطبانی زیاد شده و نه تجهیزات. پارک ملی توران برای هر پاسگاه محیطبانی یک خودرو دارد، اما ما حتی یک خودروی عملیاتی نداریم! از ابتدایی‌ترین ابزار حفاظتی محروم‌ایم. آب داریم، ولی آبرسانی با تراکتور با ظرفیت فقط سه تا چهار هزار لیتر انجام می‌شود،‌ درحالی‌که استان‌های خراسان‌جنوبی و سمنان کامیون‌های مخصوص آبرسانی ۱۲ هزار لیتری دارند.» اینها گفته‌های «احمد صفرزاده»، رئیس اداره حفاظت محیط‌زیست شهرستان جاجرم، است. پناهگاهی که با پنج سال کوشش مداوم او، محیطبانان، مردم محلی و همراهی اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست خراسان‌شمالی احیا شده و شاهد حضور دوباره یوزپلنگ آسیایی بوده است. در روز ملی یوز درحالی‌که همه نگاه‌ها به‌سمت توران چه به‌لحاظ زیستگاه، سایت فراجمعیت و جاده عباس‌آباد است،‌ سراغ میاندشت رفتیم.

توسعه در دل غذا صنایع‌دستی و قصه‌های محلی

چهارده سال از عمرش را پشت میزهایی گذراند که پر بودند از نقشه‌های توسعه. اما در میان این‌همه خط‌کشی و محاسبه، چیزی کم بود: «همه این خط‌ها و نقشه‌ها اگر به درد زندگی واقعی آدم‌ها نخورد، چه ارزشی دارد؟» عضویت در موسسه‌ای که برای حفاظت از محیط‌زیست و توسعه معیشت پایدار در مناطق روستایی فعال بود، باعث شد تا دوازده سال پیش، جاده‌ای خاکی او را به روستاهای حاشیه پارک ملی توران (رضاآباد و احمدآباد) و پناهگاه حیات‌وحش خوش ییلاق (کلاته خیج و جیلان) برساند؛ جایی که زندگی با صنایع‌دستی، معماری بومی و نبرد برای تأمین معاش گره خورده بود. زن جوان که اقتصاد نظری و شهرسازی خوانده و روزگاری پشت میزها نقشه توسعه می‌کشید، حالا با زنان و مردانی کار می‌کرد که باید محصولاتشان را استاندارد و به‌روز می‌کردند تا کاربران امروز، قصه‌هایشان را بشنوند. رفت‌وآمد به روستا، او را با تورهای گردشگری و دنیای تازه‌ای از ارتباط میان مردم شهر و جوامع محلی پیوند داد؛ از چشیدن طعم غذاهای محلی، دیدن صنایع‌دستی تا شنیدن داستان‌های بومی. این مسیر تنها ماجرای سفر و دیدن نبود؛ تلاشی شد برای راهنمای تور بودن در حوزه جامعه محلی و ساختن اقتصادی مکمل از راه گردشگری که هم سفره روستاییان را پر کند و هم باری از دوش طبیعت و مناطق حفاظت‌شده بردارد. تجربه‌ای که امروز، در آستانه ۴۶سالگی، برای «مریم لاوی» معنایی فراتر از شغل یافته است؛ مأموریتی برای تغییر و امید.

مهاجرت برای تجربه‌ کار بدون محدودیت

«حضور زنان در تیم‌های حفاظتی نه‌تنها یک انتخاب برابرخواهانه است، بلکه می‌تواند یک مزیت عملی و مؤثر در پیشبرد اهداف پروژه باشد.» این‌ها گفته «نگار نجفی سیاوشان»، حفاظتگر و عضو انجمن «رمیاران» حیات‌وحش است. او متولد 1376 و جزو نسل جدید کارشناسان حیات‌وحش به‌حساب می‌آید. نجفی دوران کارشناسی را در رشته علوم و مهندسی محیط‌زیست تحصیل کرد و بعد در مقطع کارشناسی‌ارشد در گرایش ارزیابی و آمایش سرزمین تحصیلاتش را ادامه داد. از همان دوران دانشجویی، مسیر کاری و پژوهشی‌اش را به سمت حوزه‌های حفاظتی و پروژه‌های مرتبط با حیات‌وحش و زیستگاه‌ها برد و هم‌اکنون در حال پژوهش و حفاظت روی گوشت‌خواران است. از او پرسیدیم چطور وارد وادی حفاظت شد، چه مشکلاتی به‌عنوان یک زن حفاظتگر دارد و آیا مشابه بسیاری از دانش‌آموختگان نسل جدید حفاظتگر می‌خواهد مهاجرت کند یا خیر و چرا؟

زایش امید با تولد گوزن زرد

«افزایش حضور زنان صرفاً یک تغییر کمی‌ در آمار و ارقام نیست، بلکه نیازمند تحولی عمیق‌تر در فرهنگ جامعه نسبت به نقش و توانمندی‌های زنان در این حوزه است.» این گفته «المیرا رضی»، حفاظتگر، است. او در دانشگاه قزوین در رشته‌ HSE (Health, Safety and Environment) یا «ایمنی، بهداشت و محیط‌زیست» تحصیل کرد. بخش محیط‌زیست HSE به مدیریت تأثیرات صنایع و سازمان‌ها بر محیط‌زیست می‌پردازد. اما آنچه امروز المیرا رضی انجام می‌دهد، ارتباطی با این رشته ندارد. پیش از ازدواج‌ اهل سفر و طبیعت‌گردی بود،‌ اما ازدواجش با «امیر چایچی» که در مؤسسه طبیعت در حال گذراندن دوره تخصصی راهنمایان حیات‌وحش بود، او را بیشتر به عرصه حفاظت از تنوع‌زیستی کشاند. در برخی سفرهای مرتبط با حیات‌وحش شرکت کرد و دوره‌ای هم با همسرش تصمیم‌ گرفتند سفر با دوچرخه را امتحان کنند. «در سفرهایمان تلاش می‌کردیم کارگاه‌هایی برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال با هدف آگاهی‌رسانی در رابطه با اهمیت محیط‌زیست به‌ویژه درختان برگزار کنیم که این کارگاه‌ها با همراهی انجمن «we need trees» برگزار می‌شد.» این زوج چرخ‌هایشان را زدند و درنهایت به گاوبانگی در پارک ملی گلستان رسیدند. او از این نقطه وارد دنیای حفاظت شد. از آن زمان، دغدغه المیرا رضی گونه‌های مختلف حیات‌وحش شد و حفاظت.

«هُماگ» تنها می‌سوزد

«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونه‌های بزرگ‌جثه بود که هم سایر گونه‌ها فراموش شدند و هم زیستگاه‌هایشان؛ ‌نمونه‌اش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو‌»، دانش‌آموخته زیستگاه‌ها و تنوع‌زیستی، می‌گوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظت‌شده «هماگ» افتاد‌، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیط‌زیستی‌‌ها می‌دانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونه‌هایی دارد؟ درحالی‌که به‌گفته این خزنده‌شناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارک‌های ملی ارسباران و گلستان است».

لشکرکشی گونه‌های مهاجم

گونه‌های مهاجم چه آسیب‌هایی برای مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست دارند؟ پروژه بین‌المللی حفاظت از یوزپلنگ آسیایی چه نقاط ضعف و قوتی داشته؟ نگاه حراستی و امنیتی به محیط‌زیست چه تبعاتی بر این حوزه دارد؟ وقتی از مشارکت مردم حرف می‌زنیم آیا حاضریم تصمیم‌گیری را هم به آنها بسپاریم؟ اینها و موضوعات دیگر، همگی موضوع سخنرانی‌های سومین همایش «پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده» بود که توسط اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان فارس و دانشگاه شیراز و با همکاری دانشگاه کشاورزی و منابع‌طبیعی گرگان،‌ دانشگاه تهران، دانشگاه حکیم سبزواری‌، دانشگاه تربیت مدرس و سازمان حفاظت محیط‌زیست در دانشگاه شیراز برگزار شد.

مرگ در گرگ و میش

نخستین عکس صفحه اینستاگرام «کاظم مصدق»، محیطبانی که غروب ششم اردیبهشت با گلوله مستقیم شکارچیان در منطقه کویلر پارک‌ ملی گلستان جانش را از دست داد، عکسی است از محیطبان «تاج‌محمد باشقره». باشقره در تیرماه سال ۱۳۹۷ با گلوله شکارچیان در پارک ملی گلستان کشته شد و کاظم زیر عکسی که از او منتشر کرده بود، نوشت «شهادتت مبارک داداش». حالا محیطبانان دیگر عکس‌ها و فیلم‌های به‌جامانده از کاظم را دست‌به‌دست می‌کنند و از شهادتش می‌گویند. او با ۴۵ سال سن، دو فرزند داشت و از سال ۱۳۹۰ محیطبان بود. چند سالی به گرگان رفت و دوباره به پارک ملی برگشت تا در گرگ و میش عصر شنبه، ششم اردیبهشت، جانش با گلوله از دست رود. روز گذشته فرمانده انتظامی گلستان خبر از دستگیری دو مظنون در ارتباط با این حادثه داد، اما آنچه برای جامعه محیطبانی و فعالان این عرصه قابل‌پذیرش نیست، تکرار حوادثی از این دست است؛ مرگ‌هایی دنباله‌دار.

حفاظت از یوز و امدادرسانی به مسافران نوروزی

در سال‌های گذشته ۱۳ یوز در این محور بر اثر تصادفات جاده‌ای جان خود را از دست داده‌اند و در حال حاضر فقط هفت یوز بالغ و ۱۰ توله‌یوز در این منطقه شناسایی شده‌اند که اهمیت حفاظت از این گونه ارزشمند را دوچندان می‌کند. طرح پایش کریدور یوز آسیایی از ۲۷ اسفند ۱۴۰۳ تا ۱۶ فروردین ۱۴۰۴ به دعوت اداره‌کل حفاظت محیط‌زیست استان سمنان اجرا شد. این طرح در محور عباس‌آباد به میامی در مسیری به طول تقریبی ۴۵ کیلومتر انجام گرفت و شاهد حضور ده‌ها نفر از علاقه‌مندان، فعالان محیط‌زیست و حامیان طبیعت بود،‌ کسانی که قید سفرهای نوروزی و استراحت را زدند و شبانه‌روز برای یک هدف تلاش کردند؛‌ حفاظت از یوز آسیایی! آنچه می‌خوانید برداشت نگارنده به‌عنوان فردی است که در طول این طرح به‌مدت ۱۱ روز در پاسگاه محیطبانی عباس‌آباد و پایش‌های میدانی حضور داشته.

تداوم انجام اقدامات حفاظتی در محور سمنان و شاهرود برای یوز آسیایی

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به ایمن‌سازی جاده‌های منتهی به زیستگاه یوزهای آسیایی گفت: در این جهت خودروهای عبوری باید با سرعت مجاز تردد کنند که اقدامات مرتبط در محور سمنان و شاهرود در حال انجام است.

ردزنی یوزها با ردیاب‌ها

گرچه «یوزپلنگ» در یکی-دو دهه اخیر شاخص‌ترین گونه حیات‌وحش ایران بوده، اما از سال ۱۴۰۱ که هم نام پیروز به ترانه‌ها راه یافت و هم تصاویر آن بارها و بارها بازنشر شد،‌ حساسیت اجتماعی نسبت به این گونه افزایش قابل‌توجهی پیدا کرد،‌ به‌طوری‌که خبر مرگ او تیتر و عکس یک بسیاری از روزنامه‌های ایران شد. پیروز یکی از سه توله متولدشده در سایت «تکثیر در اسارت» واقع‌شده در پارک ملی توران بود، سایتی که در یک سال اخیر کمتر خبری از آن شنیده‌ایم؛ مگر مرگ «کوشکی»، یوز در اسارت! همین یکی-دو روز قبل خبر شرایط جسمی نامناسب «دلبر»، دیگر یوز ساکن این سایت، منتشر شد. از «سعید یوسف‌پور»، مدیرکل حفاظت محیط‌زیست سمنان، پرسیدیم دلیل این بی‌خبری از سایت تکثیر چیست؟ آیا این سایت همچنان با کمبود تجهیزات مواجه است؟ چرا خبری از جفتگیری مجدد یوزها منتشر نمی‌شود؟ شرایط جسمی دلبر چطور است؟ و این شایعه که ایران توان باروری خود را از دست داده، درست است؟

مشاهده پرجمعیت‌ترین خانواده یوز ایرانی در پارک ملی توران

مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان از مشاهده و تصویربرداری از خانواده پرجمعیت یوزپلنگ‌های توران خبر داد.