بایگانی مطالب برچسب: حقوق کودکان

افزایش نگران‌کننده کار کودکان در دوران بحران

کودک کار محصول فقر است

هم‌زمان با روز جهانی مبارزه با کار کودک، نشستی با حضور جمعی از فعالان حقوق کودک سه‌شنبه (۲۲‌‌ خردادماه) در محل انجمن حمایت از حقوق کودکان برگزار شد. محورهای اصلی کار کودک، تعهدات ما در جامعۀ داخلی و بین‌المللی و بررسی روان‌شناختی مسئلۀ کار‌ کودک، از مواردی بود که در این نشست، متخصصان حوزۀ کودک به آن پرداختند. در پایان نیز، کتاب «پایان دادن به کار کودک در خیابان» معرفی و رونمایی شد.

سالمندی «مسئله» است

بیست سالی است که از روند پرسرعت سالخوردگی جمعیت در جهان و به‌خصوص ایران می‌گویند. با اینکه سرعت سالمندی جمعیت در ایران چند برابر جهان است، اما این موضوع شاید به‌دلیل شرایط سخت اقتصادی و سیاستگذاری ناکارآمد آن‌طورکه باید به مسئله‌ای اجتماعی در دید عموم تبدیل نشده و هنوز بیش از اینکه مسئله‌ای برای مردم باشد؛ در حصار مجامع علمی و سیاستگذاران باقی مانده است. «نسیبه زنجری»، دکترای سلامت و رفاه اجتماعی و یکی از نویسندگان کتاب تازه انتشاریافتهٔ «آینده‌پژوهی سالمندی جمعیت در ایران: پیشران‌ها و سناریو‌ها» در بیست‌وچهارمین نمایشگاه مطبوعات در این باره می‌گوید: «به‌جز مسئلهٔ کلان روند سالخوردگی جمعیت، وظیفهٔ ما این است که برای سیاستگذاران و سمن‌ها روشن کنیم که برنامه‌ریزی کارآمد و پایدار برای سالمندان در قبال پذیرش مسئله‌مند بودن سالمندی، قدم اول است.»

نشانه‌های فقر آموزشی از دورهٔ «پیش دبستانی»

|پیام ما|سال گذشته «معصومه نجفی پازوکی»، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش‌وپرورش، دربارهٔ نرخ تکرار پایه در دورهٔ ابتدایی گفته بود: «نرخ تکرار پایه در دورهٔ ابتدایی سه درصد و در پایهٔ اول ابتدایی ۱۰ درصد است. اوضاع روستایی‌ها نسبت به شهری‌ها بدتر و نرخ ترک تحصیل هم در اول ابتدایی حادتر است.» این گفته‌ها که اهمیت سوادآموزی پیش‌دبستانی را پررنگ می‌کند، عاملی شد تا «مجتبی همتی‌فر»، معاون وزیر آموزش ‌وپرورش و رئیس سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک، روز یکشنبه در دیدار با جمعی از فعالان حوزهٔ کودک در استانداری خوزستان بر لزوم توجه و در اولویت قرار دادن مقولهٔ کودکستان‌ها تأکید کند. به‌گفتهٔ او، «بررسی نرخ تکرار پایهٔ کلاس اول ابتدایی یکی از شاخص‌های مهم است و اگر به‌دنبال کاهش این نرخ هستیم، باید مقولهٔ کودکستان‌ها در اولویت باشد.»

بی‌توجهی به محو بدترین اَشکال کار کودک

نقد رویکرد غیراجتماعی به کودکان کار

جمعی از نهادهای مدنی دربارهٔ تبعات اجرای طرح‌های شکست‌خورده هشدار دادند

30 سال غفلت از عدالت برای کودکان

۳۰ سال از پذیرش پیمان‌نامهٔ کنوانسیون حقوق کودک از سوی ایران می‌گذرد، اما کنشگران حوزهٔ حقوق کودک و روانشناسان معتقدند که مفاد این پیمان‌نامه آنچنان که باید در کشور گسترش پیدا نکرده است و درنتیجه حقوق کودکان همچنان پایمال می‌شود. در همین راستا روز دوشنبه همزمان با روز جهانی حقوق کودک در چهارمین دورهٔ «جایزهٔ سالانهٔ الفبای فردا» که با عنوان «پیوستگی حق تحصیل و سلامت روان» در مؤسسهٔ «دارالاکرام» برگزار شد، جمعی از استادان دانشگاه و فعالان اجتماعی بر اهمیت به رسمیت شناختن حقوق کودکان در پیوند با سلامت روان و حق تحصیل آنها تأکید کردند. در پایان این مراسم از فعالیت‌های ترویجی نهادهای مدنی در زمینهٔ سلامت روان کودکان و حمایت از آموزش کودکان و نوجوانان در معرض خطر ترک تحصیل در یک سال اخیر، تقدیر شد.

حق پایمال‌شدهٔ کودکی

۳۴ سال از تنظیم پیمان‌نامهٔ جهانی حقوق کودک گذشت

کودکان، قربانیان بی‌تقصیر حملات اسرائیل

صهیونیست‌ها تاکنون بیش از ۴۶۳۰ کودک را به‌شهادت رسانده‌اند

کار کودک تصویر توسعه نیافتگی است

|پیام ما| مسئلهٔ «کار کودکان» یکی از مسائل پیچیده نظام اجتماعی ایران است. به رغم تدوین قوانین مختلف آمارها نشان از کاهش شمار کودکان کار حکایت ندارد و هر روز این مسئله در کشور بغرنج‌تر می‌شود. خانه اندیشمندان علوم انسانی با همکاری انجمن جامعه‌شناسی ایران در نشستی به مناسبت روز جهانی کودکان دلایل ناموفق بودن برنامه مقابله با کار کودکان را بررسی کردند. پیام روشنفکر، جامعه‌شناس، ‌احمد میدری معاون سابق رفاه وزارت کار، سید هادی موسوی نیک، پژوهشگر و فرشید یزدانی فعال حقوق کودکان سخنرانان این نشست بودند.

از بیرون قوی و از درون ضعیف

چراغ خاموش شهرهای دوستدار کودک

فقط یک‌بار اجازه داشت که بدون همراهی مادر و پدر سوار تاکسی شود و در خیابان کناری خانه‌شان، با دوستانش آبمیوه بخورد. از میان تمام خاطرات کودکی‌اش، رهای شش‌ساله را یادش مانده که عصرهای پنج‌شنبه با مادرش به پارک می‌رفته و از وسایل بازی، سرسره سوار می‌شده. یکی از همان روزها و در همان بالا و پایین رفتن‌ها از سرسره بود که زمین خورد، دست راستش شکست و روزهای زیادی درد کشید. پارک رفتن تعطیل شد. خاطرهٔ شکستن دست، حالا رهای ۱۶ساله را حتی یک روز هم به‌حال خود نمی‌گذارد. بهانه‌ای شد برای همراهی پدر یا مادر در تمام گردش و تفریح‌های دوستانه و تنها نبودنش: «سرسرهٔ استاندارد نبود.» در تمام ده سالی که از شکستن دست رها می‌گذشت، مادرش هر بار که به خاطرهٔ آن برمی‌خورد، همین جمله را می‌گوید؛ جمله‌ای که مأمور پارک و پدرومادر باقی بچه‌ها و حتی کارشناس شهرداری منطقه هم آن را تأیید کردند. کودکی رها در همان شش‌سالگی تمام شد، بعدتر که سروکلهٔ درس و مدرسه پیدا شد، دیگر دلیلی هم برای اصرار رها به پارک رفتن نماند. از شهر، رفت‌وآمد به مدرسه ماند و گه‌گاهی مهمانی رفتن با خانواده، آن‌هم با خودرو.