بایگانی مطالب برچسب: آلودگی هوا

تهران، شهر دوست‌داشتنی؟!

قرارداد بزرگ برای خاموشی ۳۲ مشعل

|پیام ما| خاموشی فلرهای نفتی در ۱۲ سال گذشته بارها وعده داده شد، اما به سرانجام نرسید و هر سال، به سال بعد و البته دولت بعد موکول شد. اکنون خبر تازه واگذاری پروژه‌های مهار گازهای مشعل مناطق نفت‌خیز جنوب به بخش خصوصی و شرکت‌های دانش‌بنیان است. دولت چهاردهم با امضای زنجیره‌ای از قراردادها وعده تازه‌ای داده است که براساس آن تا پایان سال ۱۴۰۶ تقریباً ۹۰ درصد گازهای مشعل جمع‌آوری می‌شوند.

هویت و طبیعت قربانی سیاست

«ناصر فکوهی» بی‌توجهی به میراث‌فرهنگی را نه‌فقط غفلت، بلکه نشانه‌ای از بحران هویتی در مدیریت و جامعه ایران می‌داند. او می‌گوید تخریب بافت‌های تاریخی و نابودی محیط‌زیست، تنها ازبین‌بردن چند دیوار و درخت نیست، بلکه مرگ تدریجی تاریخ و هویت این سرزمین است؛ مرگی که با سوءمدیریت، انزوا از جهان و بی‌اعتنایی به منافع ملی شتاب می‌گیرد و می‌تواند در کمتر از یک دهه، زندگی را در نیمی از ایران ناممکن کند. گفت‌وگوی «پیام ما» را با فکوهی، انسان‌شناس، می‌خوانید:

چهار میلیون موتورسیکلت در تهران؛ تهدید یا فرصت؟

ایران و کریدورهای ازدست‌رفته

کشور به مرکز نقشه تجارت جهانی بازمی‌گردد؟

گرگان دروازه سبز ایران

در میان شهرهای شمال ایران، گرگان مرکز استان گلستان و مهد جنگل‌های کهن هیرکانی، ویژگی‌ای دارد که آن را از سایر شهرهای کشور متمایز می‌کند؛ کریدور سبز چنارهای شصت‌ساله‌ای که چون دو نوار سبز زنده، ورودی‌های شرقی و غربی شهر را در آغوش گرفته‌ و تصویری بدیع از هم‌زیستی انسان و طبیعت ساخته‌اند. این دو کریدور سبز که هر یک بیش از ۱۵ کیلومتر امتداد دارند، در مجموع نزدیک به ۳۰ کیلومتر از حاشیه ورودی‌های اصلی شهر را زیر سایه درختان تنومند و کهنسال چنار پوشانده‌اند. چنین پیوستگی و گستره‌ای از درختان شهری در هیچ‌یک از شهرهای ایران مشاهده نمی‌شود و این ویژگی، گرگان را شایسته عنوان «شهر کریدور سبز ایران» ساخته است. ردیفی از درختان چنار شاداب كه همچون سربازانی بیرون از شهر صف كشیده‌اند تا به مسافران خوش‌آمد گویند.

آلودگی هوای خوزستان خبر نیست

بمب‌های آلاینده در روستاهای گیلان

رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست با ارسال نامه‌ای در تاریخ ۱۴۰۴/۰۶/۲۹ به استاندار گیلان درباره «ریجکت‌سوزها» در روستاهای گیلان هشدار داد. در این نامه «شینا انصاری»، بر ابهامات موجود در ارتباط با عملکرد اینگونه دستگاه‌ها و عدم تأیید آنها از سوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به‌لحاظ انتشار آلاینده‌های خطرناک و بروز مخاطرات محیط‌زیستی و بهداشت عمومی‌ تأکید و استفاده از زباله‌سوزها منع شده بود. با‌این‌حال، استاندار گیلان از ابلاغ این نامه به‌ دست‌اندرکاران خودداری کرده است و با گذشت نزدیک به یک ماه از این نامه، همچنان بر استفاده از ریجکت‌سوزها اصرار دارد. ‌«هادی حق‌شناس» زباله‌سوزها را الگویی برای ۱۱۳ روستا در سرتاسر گیلان عنوان کرده است. او همچنین با اشاره به قابلیت توسعه این مدل در سراسر استان، گفته است: می‌توان چنین دستگاه‌هایی را با مشارکت دهیاران و بخشداران در ۱۱۳ دهستان گیلان نصب و بهره‌برداری کرد. دادستان عمومی ‌و انقلاب شهرستان لاهیجان اما در نامه‌ای خطاب به رئیس اداره محیط‌زیست لاهیجان، با اشاره به اینکه این زباله‌سوزها توسط تعدادی از دهیاری‌های شهرستان در حال استفاده هستند،‌ تأکید کرده که آنها با موازین محیط‌زیستی تعارض دارند و تهدید علیه بهداشت عمومی‌ محسوب شود. «مراد قربان‌زاده» در این نامه خواستار جلوگیری از استفاده از زباله‌سوزها و گزارش اقدامات محیط‌زیست در این زمینه شده است. با وجود تمام این هشدارها «ریجکت‌سوزها» می‌روند تا در سرتاسر روستاهای استان سرسبز و زیبای گیلان فاجعه‌ای بزرگ خلق کنند.

درآمدزایی به قیمت آلودگی هوا

کشور در تابستان‌ها با قطعی‌های گسترده برق و زمستان‌ها با بحران شدید کمبود گاز مواجه است. وضعیت ناترازی‌های این دو بخش به‌شکلی است که دولت برای تأمین برق زمستانه ناچار است در کمبود گاز و سوخت مایع از مازوت، یکی از‌ آلاینده‌های معروف هوای ایران، استفاده کند. حالا این سؤال اساسی مطرح می‌شود که چرا دولت همچنان به‌دنبال صادرات برق است؟ درحالی‌که اخبار این روزها از از سرگیری صادرات برق به افغانستان و پاکستان حکایت دارند، آیا در شرایط بحرانی انرژی، این تصمیم واقعاً به‌نفع مردم و صنایع داخلی است؟ یا اینکه این سیاست، بیشتر به‌دنبال منافع اقتصادی کوتاه‌مدت است و منافع بلندمدت داخلی را قربانی می‌کند؟ بخش خصوصی صنعت برق معتقد است در این شرایط، اولویت باید تأمین نیازهای داخلی باشد و برنامه‌هایی مانند تبدیل ایران به «هاب انرژی منطقه» باید به تعویق بیفتند؛ به‌ویژه زمانی که تأمین برق بیشتر برای صادرات، به‌معنی مصرف بیشتر مازوت و سوخت مایع در نیروگاه‌هاست.

تباه‌سازی متقابل در جامعه مخاطره‌آمیز

ما هر روز از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها پیام‌های زیادی درباره انواع خطرات دریافت می‌کنیم. بسیاری از آنها مربوط به آب، هوا، غذا و خاک و محیط ما می‌شوند. اینکه یک ماده غذایی را نباید خورد، از آن آب نباید استفاده کرد. آلودگی هوا، گرما، کیفیت آب، پارازیت ماهواره و تشعشعات مراکز هسته‌ای از جمله خطرات زمانه ما هستند.

پاییز خفه

تهران؛ ۲۳۹ سال پایداری

دیگر نه از آن انارستان‌ها و چنارستان‌هایش خبری‌ست، نه از آن آب‌وهوای خوشش. دود و ساختمان‌های بلندمرتبه است که تا چشم کار می‌کند در آسمان پایتخت دیده می‌شود. انگار نه انگار که اینجا همان شهری‌ست که آقامحمدخان قاجار آن را به اصفهان و شیراز و تبریز ترجیح داد تا حالا برای دویست‌وسی‌ونهمین سال هنوز هم پایتخت بماند. شهری که تاب‌آوری بالایی داشت و کوه‌های البرز هم سدی بودند تا دشمنان نتوانند پایتخت را مورد حمله قرار دهند. اما سال‌ها گذشت و در بر پاشنه دیگری چرخید و حالا نبود برنامه‌ریزی شهری و توسعه بدون محدودیت طی دهه‌های گذشته آن را با معضلات زیادی مواجه کرد. به‌طوری‌که موضوع انتقال پایتخت برای چندمین‌بار مطرح شد و آخرین‌بار دهم مهر بود که رئیس‌جمهوری آن را نه «انتخاب» که «اجبار» خواند. حالا «فرزانه ابراهیم‌زاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفت‌وگو با «پیام ما» از دلایل انتخاب تهران به‌عنوان پایتخت می‌گوید و «سولماز حسینیون»، پژوهشگر شهری، عوامل ازبین‌رفتن تاب‌آوری تهران در طول سال‌ها و مشکلات برنامه‌ریزی شهری در دهه‌های گذشته را بررسی می‌کند.