تصویر پیش‌آگاهانه بکت از بحران زیست‌بوم





تصویر پیش‌آگاهانه بکت از بحران زیست‌بوم

28 مهر 1405، 16:32

یک پژوهشگر ادبی با بازخوانی نمایشنامه «روزهای خوش» ساموئل بکت، دفن‌شدن تدریجی شخصیت اصلی در خاک و چشم‌انداز سوخته نمایش را تصویری می‌داند که در عصر بحران اقلیمی معنایی تازه پیدا کرده است. این خوانش، نمایشنامه را اثری پیشگویانه نمی‌داند، اما آن را با فجایع زیست‌محیطی امروز مرتبط می‌کند.

نمایشنامه‌ای که در دوران بحران اقلیمی معنایی تازه یافته است

نمایشنامه «روزهای خوش» (Happy Days)، از آثار شناخته‌شده ساموئل بکت، در پرتو بحران اقلیمی امروز بازخوانی شده است. در این نمایشنامه، شخصیت اصلی، وینی، به‌تدریج در توده‌ای از خاک یا شن فرو می‌رود و چشم‌انداز صحنه، جهانی بایر و تقریباً خالی از نشانه‌های تمدن انسانی را نشان می‌دهد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از «کانورسیشن»، یک پژوهشگر ادبی در یادداشتی نوشته است که تصویر وینی و محیط نمایش در عصر تغییر اقلیم معنایی هشداردهنده پیدا می‌کند. این پژوهشگر در عین حال، نمایشنامه را به‌عنوان پیش‌بینی مستقیم بحران‌های اقلیمی معرفی نمی‌کند، بلکه از امکان خوانش امروزی آن در ارتباط با مسائل زیست‌محیطی می‌گوید.

بکت در دستور صحنه، محیط نمایش را گستره‌ای از چمن سوخته توصیف می‌کند که تپه‌ای کم‌ارتفاع در میانه آن قرار دارد و نوری خیره‌کننده بر صحنه می‌تابد. از نگاه پژوهشگر، این تصویر می‌تواند یادآور چشم‌اندازی پسابشری باشد؛ محیطی که فاجعه‌ای زیست‌محیطی آن را دگرگون کرده است.

«روزهای خوش» نخستین‌بار در سال ۱۹۶۱ روی صحنه رفت. آثار بکت در دهه‌های گذشته با مفاهیمی مانند پوچ‌گرایی، اگزیستانسیالیسم، مدرنیسم و پست‌مدرنیسم بررسی شده‌اند. با تشدید بحران اقلیمی، فضای این نمایشنامه نیز در خوانشی تازه با مسائل محیط‌زیستی پیوند پیدا کرده است.

تجربه‌های بکت از طبیعت و جنگ

ساموئل بکت در سال ۱۹۰۶ در دوبلین به دنیا آمد و از کودکی با طبیعت و چشم‌اندازهای اطراف شهر ارتباط داشت. او اغلب همراه پدرش، ویلیام، برای دوری از الزام حضور در مراسم مذهبی یکشنبه‌ها، در تپه‌های اطراف دوبلین پیاده‌روی می‌کرد. خاطره‌ها و تصویرهای این گردش‌ها بعدها به شکل‌های مختلف وارد آثار ادبی او شدند.

سال‌ها بعد، زمانی که بکت فعالیت دانشگاهی را کنار گذاشته و برای نویسنده‌شدن به پاریس رفته بود، با ویرانی‌های انسانی و محیطی جنگ جهانی دوم روبه‌رو شد. او در جریان جنگ به مقاومت فرانسه پیوست و سپس در واحد آمبولانس شهر سن‌لو در نرماندی فعالیت کرد.

جیمز نولسون، زندگی‌نامه‌نویس بکت، در کتاب «محکوم به شهرت: زندگی ساموئل بکت» نوشته است که بکت در سن‌لو با ویرانی و فقر گسترده مواجه شد؛ از ساختمان‌ها و وسایل منفجرشده تا بیمارستانی پر از بیماران مبتلا به سل و مردمی که با وجود کمبود شدید غذا و لباس برای زنده‌ماندن تلاش می‌کردند.

در «روزهای خوش»، که ۱۶ سال پس از پایان جنگ جهانی دوم به نمایش درآمد، از تمدن انسانی در چشم‌انداز بایر محل زندگی دو شخصیت اصلی، وینی و ویلی، نشانه چندانی باقی نمانده است.

وینی؛ تلاشی برای حفظ زندگی و ارتباط

وینی با وجود محدودیت شدید جسمی و دفن‌شدن تدریجی در خاک، به زندگی چنگ می‌زند. او بارها محتویات کیفش را بررسی می‌کند؛ یکی از معدود وسایلی که هنوز امکان انتخاب و نوعی استقلال را برایش فراهم می‌کند.

در خوانش معاصر، گفتار و حرکات وینی را می‌توان تلاش‌هایی برای حفظ ارتباط و کنش انسانی در شرایط بحرانی دانست. این برداشت، رفتار او را به ضرورت اقدام و ارتباط در برابر بحران‌های زیست‌محیطی پیوند می‌دهد؛ پیش از آنکه شرایط وخیم‌تر شود.

بکت در جریان تمرین‌های اجرای «روزهای خوش» در تئاتر رویال کورت لندن در سال ۱۹۷۹، وینی را به «پرنده‌ای با پرهای آغشته به نفت» تشبیه کرد. این تصویر در دوره‌ای که نشت‌های نفتی و آسیب‌های ناشی از فعالیت‌های انسانی همچنان به حیوانات و اکوسیستم‌ها صدمه می‌زند، معنایی هشداردهنده پیدا کرده است.

این تشبیه همچنین امکان می‌دهد ناتوانی وینی به‌عنوان تصویری از اثر تخریب محیط‌زیست بر انسان‌ها و حیوانات خوانده شود.

برداشت‌های معاصر از صحنه نمایش

در اجرای کیتی میچل از «روزهای خوش» در هامبورگ آلمان در سال ۲۰۱۵، وینی به‌جای قرارگرفتن در توده‌ای از خاک، در آشپزخانه‌ای قرار داده شد. در این اجرا، سطح آب به‌تدریج بالا می‌آمد و بدن او را تهدید می‌کرد.

ابهام صحنه نمایشنامه، که در آن توده خاک به‌تدریج بدن وینی را در خود فرو می‌برد، می‌تواند با چند مسئله زیست‌محیطی امروز ارتباط پیدا کند؛ از افزایش سطح آب دریاها و تهدید مناطق ساحلی تا آتش‌سوزی‌های جنگلی و خطر نابودی درختان و تنوع زیستی.

بازخوانی «روزهای خوش» در پرتو فجایع زیست‌محیطی امروز، توجه مخاطب را به پیوند بدن وینی با زمینی که در آن دفن شده جلب می‌کند. این خوانش بر جدایی‌ناپذیری زندگی انسان از زمین و محیط‌زیستی که در آن زندگی می‌کند تأکید دارد.

از این منظر، نمایشنامه می‌تواند هشداری درباره ضرورت حفاظت از زمین باشد. این برداشت یادآور می‌شود که بی‌اقدامی در برابر فجایع زیست‌محیطی ممکن است انسان را در موقعیتی گرفتار کند که به سرنوشت وینی شباهت دارد.

پیوند «روزهای خوش» با آثار آنا مندیتا

پژوهشگر در ادامه، آثار آنا مندیتا، هنرمند چندرسانه‌ای کوبایی، را به علاقه‌مندان «روزهای خوش» پیشنهاد می‌کند. مندیتا در آثارش بر رابطه بدن انسان و چشم‌انداز طبیعی تمرکز داشت و از موادی مانند خون، خاک، خزه و پر در اجراها، ویدئوها، مجسمه‌ها و عکس‌هایش استفاده می‌کرد.

یکی از آثار او با عنوان «هرم تدفین» (Burial Pyramid) در سال ۱۹۷۴ خلق شد و از نظر زیبایی‌شناختی شباهت‌هایی با آثار بکت دارد. مندیتا در این اثر زیر انبوهی از سنگ‌ها دفن می‌شود. سپس سنگ‌ها کنار می‌روند و بدن او که با خاک پوشیده شده است، نمایان می‌شود.

این اثر به گذشته استعماری کوبا و بدرفتاری با زنان از سوی قدرت‌های استعماری اشاره دارد. در آن، پیوند بدن هنرمند با زمینی که در آن دفن شده، به نشانه‌ای از میراث، هویت و رابطه انسان با سرزمین تبدیل می‌شود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

بارِ سنگین زندگی

بارِ سنگین زندگی