بایگانی مطالب: جنگ

پدران و پسران

پدرکشی: روایتِ رهایی، خشونت و بازآفرینیِ خویشتن

جنجال پساجنگی پیرپسر

«پیرپسر»، ساخته اکتای براهنی، پس از چهار سال توقیف، در روزهایی بر پرده سینما رفت که جامعه ایران هنوز با تبعات جنگ، بحران‌های تازه‌ای چون بی‌آبی و فضای پرتنش فرهنگی دست‌به‌گریبان است. فیلمی که در ظاهر روایتی خانوادگی دارد اما در لایه‌های پنهان‌تر، به بحران قدرت، فرسودگی ساختارهای پدرسالار و نافرمانی نسلی تازه می‌پردازد. «پیرپسر» در همین بستر، با استقبال موافقان و نقدهای مخالفان، به نشانه‌ای از جان‌گرفتن دوباره سینمای اجتماعی تبدیل شده است؛ سینمایی که سال‌ها در سایه فیلم‌های کمدی و غیرسیاسی به حاشیه رانده شده بود. پیام ما تلاش کرده در گفت‌وگویی با «محمد هاشمی»، دکترای فلسفه هنر و پژوهشگر سینما به دلایل دیده‌شدن این فیلم، کیفیت ارجاعات نمادین آن و نسبتش با وضعیت فرهنگی و اجتماعی امروز بپردازد

انفجارهای معدنی، جنگ هر روزه

با نخستین انفجاری که کوه‌ «آق‌برون» را در عصر روز سه‌شنبه، ۲۴ تیرماه، در هم شکست، اهالی روستای ویدر در استان مرکزی از خانه‌هایشان بیرون آمدند. دومین انفجار مهیب آنها را مطمئن کرد که باز هم جنگ شده و این صدای موشک یا بمبی است که از جنگنده‌های اسرائیلی بر سر کوه آوار شده. اما نه جتی در کار بود و نه جنگنده‌ای. شدت انفجار معدن «سیمان سفید فرداد» این‌بار آنقدر زیاد بود که ترس جنگ را برای اهالی روستاهای منطقه زنده کرد. موج انفجار ساختمان‌ها را لرزاند، وسایل خانه‌ها را تکان داد و نفس اهالی را بند آورد. آنها آق‌برون را از دور می‌دیدند که میان تلی از خاک گم شده و بعد از آن خاک‌ها بر ریه و تن باغ‌های اهالی ویدر نشستند و آنها را مجاب کردند تا برای چندمین‌بار در سال‌های اخیر به وضعیتی که کارخانه‌های سیمان و معادن با برداشت‌هایشان در منطقه ایجاد کرده‌اند، معترض شوند.

صورت انسانی اخراج‌ها پس از ۱۲ روزِ سرنوشت‌ساز

جان پدر کجاستی؟

کودکان، قربانیان کوچک تصمیم‌های بزرگ

پادکست ٢۸ تیر

پادکست خبری ٢۶ تیر

استراتژی روایت‌ها

نگاهی به تصاویری که به‌تازگی از تجریش منتشر شده

جنگ، بی‌فیلتر برای نسل Z

«خانواده‌ام با ناراحتی و به اصرار من در تهران ماندند. تهران جنگ‌زده آدرنالین خاصی داشت که می‌خواستم حسش کنم.» این‌ها بخشی از تجربه زیسته «سالار» ۱۹ساله در هنگامه جنگ ایران و اسرائیل است. جنگ برای سه نسل از جوانان ایران، زندگی نزیسته‌ای بود که در بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴ طعم تلخ واقعیت گرفت. متولدین هر دهه به فراخور جهان‌بینی مشترکشان، واکنش مشابهی نسبت به جنگ بروز می‌دهند؛ اما دهه‌هشتادی‌ها یا نسل Z به‌واسطه زندگی در عصر اینترنت و شبکه‌های مجازی روایت متفاوتی از حضور و مواجهه با جنگ دوازده‌روزه‌ داشتند.

راه پرغبار بازگشت

ازدحام جمعیت در اردوگاه‌های مرزی، به‌ویژه زیر آفتاب داغ «میلک»، «نیمروز»، «زاهدان» و «دوغارون» شرایط نامساعدی را برای اتباع افغانستانی به‌وجود آورده است؛ اتباعی که با اتوبوس‌هایی که دستور توقف در مسیر ندارند، از سراسر ایران به نقاط مرزی منتقل می‌شوند. در اردوگاه‌ها نه غذا توزیع می‌شود و نه آب. تصاویر منتشرشده از این کمپ‌ها بسیار تکان‌دهنده است. گسیل جمعیت غیر قابل پیش‌بینی اتباع به مناطق مرزی در شرق کشور، خیران به‌ویژه در سیستان‌وبلوچستان را بر آن داشت تا از رخداد فجایع انسانی یا آنچه کرامت هر آدمی را زیر سؤال می‌برد، جلوگیری کنند. براساس آمار فعالان حاضر در منطقه، تقریباً روزانه ۷ تا ۱۰ هزار تبعه افغانستانی به این اردوگاه‌ها وارد می‌شوند. سرویس بهداشتی به تعداد بسیار کمی موجود است و اجابت مزاج به‌دشواری انجام می‌شود. با وجود گرمای شرق و جنوب‌شرقی کشور هیچ امکانی برای استحمام وجود ندارد و فعالان می‌گویند بوی زهم، نامطبوع و کثیفی بیش‌ازحد سوله‌ها و اتاق‌ها، عملاً آنها را بی‌استفاده کرده و حتی در گرمای ۴۰ درجه، مردم را به محیط باز کشانده است. فعالان جهادی حاضر در اردوگاه الغدیر می‌گویند دولت تقریباً به اوضاع سامان داده است، اما در میلک، زهک، نیمروز و سایر نقاط مرزی شرایط همچنان آشفته است. گزارش‌های مردمی نیز می‌گوید بسیاری از اتباع به‌دلیل گردوغبار زیاد مسیر، با بیماری‌های چشمی و تنفسی به اردوگاه‌ها وارد می‌شوند.