بایگانی مطالب: میراث

«بازار فرانسه» کیش جولانگاه مارمولک‌ها

پنج سال از اعلام ثبت ملی بازار فرانسه کیش به‌عنوان یکی از بناهای شاخص دوره معاصر در فهرست آثار غیرمنقول تاریخی فرهنگی ایران می‌گذرد. قرار بود این بنا بعد از مرمت و باززنده‌سازی تبدیل به موزه شماره۲ ایران باستان شود، درحالی‌که هر روز متروکه‌تر از قبل و به محل زندگی پرندگان، مارمولک‌ها و جانوران دیگر تبدیل می‌شود.

زیبایی‌شناسی فروریخته

در میان ساختمان‌های کوتاه و بلند لار، جایی که گرمای آفتاب با خاک بومی درهم می‌آمیزد، ساختمانی قد علم کرده است که نه‌تنها نقش یک بانک را بازی می‌کند، بلکه جلوه‌ای از گفت‌وگویی بصری میان سنت و مدرنیته را پیش چشم می‌گذارد: بانک ملی شعبه لار! پی‌رنگ دراماتیک ساخت بنای بانک ملی با زلزله ۴ اردیبهشت ۱۳۳۹ در لار و با حضور ریاست جمعیت شیر و خورشید، شمس پهلوی آغاز می‌شود.

با چراغ در میانه‌ بازار اصفهان

اصفهان، شهری که آوازه‌اش با کاشی و قلم‌زنی و مینا گره خورده، سال‌هاست که دو نشان درخشان جهانی بر سینه دارد؛ «شهر جهانی صنایع‌دستی» و «شهر خلاق در زمینه صنایع‌دستی» عنوان‌هایی که در نگاه نخست، نویدبخش رونق، حمایت، شأن فرهنگی و جایگاه اقتصادی برای هنرمندان این دیارند. شهری با ۱۹۶ رشته رسمیِ صنایع‌دستی، که هر کدام، ریشه در تاریخ، ذوق مردمان و حافظه بصری ایران دارند. اما پشت این عناوین پرطمطراق، روایت‌هایی نهفته است که کمتر شنیده شده‌اند؛ روایت‌هایی پر از رنج، خاموشی، فراموشی و گاه افسوس.

دست‌های زخمی، نقش‌های ناتمام

«پشت انگشت‌ها و بند انگشت‌ها را نخ‌های عمودی ساییده بودند. پوست اول کنده شده بود و پوست نو، سفید و کبره‌بسته بود. کارگاه نیم‌تاریک بود و سه پله بزرگ از کف حیاط پایین‌تر بود... بچه‌ها مثل مارمولک به قالی نیمه‌بافته چسبیده بودند. روی رنگ‌ها کله می‌کشیدند. چشم‌ها در تاریک‌روشن قالیباف‌خانه برق می‌زد. چشم‌ها درشت و سیاه بودند و از ته گودی صورت‌های زرد، نخ را می‌پاییدند. نگاه‌ها و پنجه‌ها خسته و دقیق درگیر ساخت و پرداخت گل‌های ریز و درشت سرخ و زرد و شاخ و برگ‌های سبز قالی بودند.» در طول گفت‌وگو با «علیرضا چوبینه» وقتی او از لزوم توجه به ارگونومی در کارگاه‌های صنایع‌دستی و قالیبافی می‌گفت و از ضرورت توجه به سلامت هنرمندان، این تصاویر را که «هوشنگ مرادی کرمانی» در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» ترسیم کرده بود، مرور می‌کردم و قصه «اسدو» و «نمکو» در ذهنم جولان می‌داد. در روزگار آنها که این حرف‌ها جایی نداشت و این واژه‌ها حتی وارد دایره لغات علوم روز دنیا هم نشده بود. امروز اما بعضی قسمت‌های قصه عوض شده، علم می‌تواند به کمک هنرمندان بیاید؛ می‌تواند بخشی از آن آسیب‌هایی را که سال‌ها به جان بچه‌های قالیباف‌خانه نشست و تا آخر عمر هم رهایشان نکرد و باعث شد مثل اسدو؛ از قالی و قالیبافی و قالیباف‌خانه و «از آنها که با کفش روی قالی راه می‌روند» بدشان بیاید؛ از هنرمندان امروز دور کند. می‌تواند پلی باشد بین هنرهای اصیل ایرانی و سلامتی هنرمندان، تا همان اندازه که مخاطب از دیدن آثار هنری و صنایع‌دستی لذت می‌برد، هنرمند هم از فرایند تولید بدون فشار مضاعف و آسیب جسمی لذت ببرد. «علیرضا چوبینه» در حال حاضر استاد تمام گروه ارگونومی دانشگاه علوم‌پزشکی شیراز است. او در پژوهش‌هایی که تا به حال انجام داده، بارها به سراغ صنایع‌دستی رفته؛ تز دکترای خود را با موضوع «طراحی ارگونومیک ایستگاه کار قالیبافی» ارائه کرده و چندین جلد کتاب و صدها مقاله در این زمینه تألیف و منتشر کرده است. علاوه‌بر جوایز متعدد داخلی، در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه «Lifetime Achievement Award for Academic Research» از انگلستان شده و در سال ۲۰۲۴ نیز جایزه «گسترش ارگونومی در کشورهای در حال توسعه» را از انجمن بین‌المللی ارگونومی دریافت کرده است. با چوبینه درباره چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی که در مسیر تحول صنایع‌دستی ایران با استفاده از اصول ارگونومیک وجود دارد، گفت‌وگو کردیم. او از تجربیاتش برای وارد کردن این تخصص به حوزه صنایع‌دستی گفت و از اهمیت این علم برای ارتقای سلامت صنعتگران و کیفیت محصولات صنایع‌دستی. از این گفت که هرگز لذت دیدن نتایج تلاش‌ها و پژوهش‌هایش را در سطح گسترده و در بازار صنایع‌دستی ایران تجربه نکرده است. او معتقد است یک حلقه گمشده در این حوزه وجود دارد، حلقه‌ای که باید حوزه تخصص ارگونومی را به حوزه تخصصی صنایع‌دستی وصل کند.

صنایع‌دستی ایران در آستانه انقراض

هزاره سوم با تمام دستاوردهای نوین و تحولات چشمگیرش در عرصه فناوری و علم، همچنان با دلهره و چالش‌های زیادی برای انسان همراه است. تغییراقلیم، تبعیض اجتماعی و نابرابری اقتصادی، فقر، ناامنی، جنگ و نیز بحران‌های جمعیت و محیط‌زیست از جمله این موارد به‌شمار می‌روند. پدیده‌هایی که هر کدام در بطن خود بحران‌های متعددی را در مسیر زیست انسان بر سیاره زیبای زمین قرار می‌دهد. در مواجهه با این شرایط پیچیده، از ابتدای قرن ۲۱ توجه ویژه‌ای نسبت به مفهوم خلاقیت در کسب‌وکارها و اقتصاد ناشی از آن شکل گرفت و از رهگذر بازخوردهای مثبت و پایدار این حوزه‌ها و تاب‌آوری چشمگیرشان در برابر نوسانات اقتصادی و اجتماعی، به‌گونه‌ای محسوس تمرکز دولت‌ها و سازمان‌ها به‌سمت توسعه صنایع خلاق و اقتصاد ناشی از آن سوق پیدا کرد. عرصه‌ای متنوع و غنی که از جمله مصداق‌های برجسته آن در ایران، صنایع‌دستی و گستره وسیع هنرهای سنتی ایرانی است.

نجات‌یافتگان داعش در چنگ قاچاقچیان

بازداشت‌شده‌ها به ستون‌های باستانی بسته شده‌اند. تروریست‌ها قرار است آنها را اعدام کنند. نمایشی دردناک در آمفی‌تئاتر باستانی «پالمیرا» برپاست. داعش در پالمیرا جولان می‌دهد. ستون‌ها را منفجر می‌کند. آدم‌ها را اعدام می‌کند و باستان‌شناس شریف پالمیرا را بعد از بازجویی گردن می‌زند و پیکرش را بر یکی از ستون‌های پالمیرا می‌آویزد. حالا ۱۰ سال از آن‌همه تلخی که کام بسیاری از علاقه‌مندان به میراث بشری را تلخ کرد، گذشته است. پالمیرا زخم‌های زیادی به تن داشت که داعشی‌ها تصرفش کردند، دینامیت به ستون‌هایش بستند، تندیس‌هایش را «بت کافر» خواندند و با پتک خرد کردند و تمام توانشان را به‌کار بستند تا هر چه از تمدنی که از قرن سوم پیش‌ازمیلاد باقی مانده بود، نابود کنند. آنها مهمترین ویرانه باستانی جهان را ویرانه‌تر کردند و رفتند. حالا ۱۰ سال گذشته، سوریه کمی آرام شده است، فقر اما هنوز بر شهرها سیطره دارد. مردم هنوز تاوان جنگ را پس می‌دهند. پالمیرا هم از این حجم فقر و استیصال در امان نیست. قاچاقچیان شبانه به سراغش می‌روند و هر چه را که به‌دست می‌آورند، در فیسبوک به دلالان آثار تاریخی در سراسر جهان می‌فروشند. جنگ در خاورمیانه تنها آرامش و امنیت و سلامت را نشانه نرفته، گویی نااهلان -از تروریست‌ها گرفته تا قاچاقچیان- قصد دارند تمام نشانه‌های تمدن‌های غنی در این منطقه را با هر بهانه و بر هر بستر و فضایی محو و نابود کنند.

خاستگاه بشری گرفتار ناکارآمدی

کابوس ویرانی با وجود پیگیری‌های کارشناسان و رسانه‌ها همچنان بالای سر محوطه کنارصندل مانده است. «محمدرضا میری»، باستان‌شناس پیشکسوت که حدود ۲۰ سال پیش همراه «یوسف مجیدزاده»، سرپرست کاوش‌، به جیرفت رفت و پیام خاستگاه بشری بودن ایران را -که نشانه‌هایش در منطقه کنارصندل یافت شده بود- به جهان مخابره کرد، به ما از روزهای کشف و ارتباط همراهانه با مردم می‌گوید و متعجب است که چرا جمهوری اسلامی از این ثروت به‌شکل شایسته نگهداری نمی‌کند، آن را به‌اندازه کافی گسترش نمی‌دهد و به مردم جهان معرفی نمی‌کند.

حمل آثار تاریخی در ایران با پتو و جعبه

هرساله در سراسر دنیا صدها اثر هنری و تاریخی از موزه‌های مشهور به نمایشگاه‌های موقت فرستاده می‌شوند که امنیت این شاهکارهای هنری در حمل‌ونقل آنها بسیار حائز اهمیت است. به‌طور معمول، برای انتقال آثار تاریخی و موزه‌ای، به‌ویژه آثار حساس، ارزشمند و خاص که دارای اهمیت ملی، هنری، مذهبی، تاریخی یا مادی هستند، روش‌هایی کاملاً تخصصی، دقیق و چندلایه استفاده می‌شود. هدف اصلی این روش‌ها حفظ اثر در برابر تهدیدهای محیطی و انسانی است.

پادکست ۱۷ خرداد

یگان حفاظت پیگیر اشیای مفقودشده موزه آبادان است

مدیرکل میراث‌فرهنگی خوزستان اعلام کرد: