بایگانی مطالب: میراث فرهنگی

ایران در ثبت روستاهای جهانی رکوردشکنی می‌کند؟

«انوشیروان محسنی‌بندپی» از شانس بالای سه روستا به‌عنوان دهکده جهانی خبر داد

مالیات صرف تخریب گنجعلی‌خان می‌شود

در هفته‌های اخیر موجی از مخالفت با ساخت‌وسازی در بافت تاریخی کرمان، از سوی فعالان میراث‌فرهنگی در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های اجتماعی بازتاب گسترده یافته است. پای استاندار کرمان به پروژه باز شده و فعالان میراث‌فرهنگی از استاندار می‌خواهند پروژه متوقف شود. ماجرا از این قرار است که اداره‌کل امور مالیاتی استان کرمان می‌خواهد ساختمانی هفت‌طبقه در ۵۰۰ متری میدان تاریخی ارگ و میدان گنجعلی‌خان و کاروانسرای ثبت جهانی گنجعلی‌خان بسازد و یک اسکلت آبی هفت‌طبقه را در منظر تاریخی این اماکن تاریخی علم کرده است. درصورتی‌که قوانین میراث برای این محدوده دو طبقه را اجازه می‌دهد. ساختمان بانک مسکن مرکزی هم کنار این اسکلت وجود دارد که پنج طبقه است و اگر ساختمان اداره امور مالیاتی کمتر از پنج طبقه بود، می‌توانست پشت ساختمان بانک مسکن پنهان شود و در منظر تاریخی کاروانسرای گنجعلی‌خان چیز دیگری اضافه نکند. اما مجوز ساختمان، شش طبقه روی پیلوت و درواقع هفت طبقه است.

جشنواره با طعم نان تازه

|پیام ما| صبح سه‌شنبه، پانزدهم مهرماه، موزه نگارستان تهران حال‌وهوای خاصی داشت؛ جایی که از پوستر سومین جشنواره ملی نان با حضور «محسن تویسرکانی»، شهردار کرمان، رونمایی شد. در این آیین، از شهری سخن رفت که می‌خواهد نان را نه‌فقط به‌عنوان خوراک، که به‌عنوان بخشی از فرهنگ و هویت ایرانی دوباره به یادها بیاورد؛ کرمانی که پاییز امسال میزبان جشنواره‌ای خواهد بود در ستایش نان، آیین و زندگی.

نصف جهان، نیمه‌جان؟

اصفهان، شهری که قرن‌ها در حافظه تاریخی ایران و جهان به‌عنوان «نصف جهان» شناخته می‌شود، امروز بیش از هر زمان دیگری با پرسشی بنیادین روبه‌روست: معماری معاصر این شهر چگونه باید در امتداد میراث تاریخی گذشته تعریف شود و چه نسبتی با هویت تاریخی آن برقرار کند؟ از یک‌سو، میراثی سترگ از دوره‌های سلجوقی و صفوی در بافت تاریخی اصفهان حضور دارد که همواره الهام‌بخش معماران و شهرسازان بوده است. از سوی دیگر، نیازهای شهر معاصر، فشارهای توسعه و پروژه‌های عمرانی پرسرعت، سیمای اصفهان را دگرگون ساخته و گاه تضادهایی آشکار میان سنت و مدرنیته ایجاد کرده است. در این میان، تصمیم‌های مدیریتی، نگاه‌های کوتاه‌مدت و گاه مداخلات غیرکارشناسی در فضاهای عمومی، بارها موضوع مناقشه میان متخصصان، مسئولان و افکار عمومی بوده است؛ از تجربه‌های پرچالش میدان امام‌علی و پروژه ارگ جهان‌نما گرفته تا بحث‌های جدی پیرامون پل‌ها، مترو و ساخت‌وسازهای بی‌قاعده در بافت تاریخی. به همین بهانه، گفت‌وگویی داشتیم با «وحید آقایی»، پژوهشگر تاریخ معماری و شهر که سال‌ها در حوزه میراث‌فرهنگی و معماری اصفهان مطالعه و پژوهش کرده است. او با نگاهی تحلیلی و انتقادی، جایگاه معماری معاصر اصفهان را در نسبت با هویت تاریخی، سیاست‌های مدیریت شهری و آینده چشم‌انداز فرهنگی شهر بررسی می‌کند.

هتل‌‌ها از دیوار تاریخ بالا می‌روند

|پیام ما| ساخت هتل با هدف توسعه گردشگری یکی از اهداف و تکالیفی است که در برنامه هفتم توسعه مورد توجه قانونگذار بوده و وزیر میراث‌فرهنگی هم بارها بر آن تأکید کرده است. اینکه وضعیت هتل‌ها، ضریب اشغال آنها و کیفیت خدماتشان در چه سطحی است، از مباحث مورد تأکید در گردشگری است؛ اما تجربه دو دهه اخیر نشان داده هتل‌ها گاهی تبدیل به یک تهدید می‌شوند. بارها ساخت هتل‌ها در شهرهای تاریخی بدون توجه به ضوابط عرصه و حریم آثار تاریخی منجر به بروز چالش‌های جدی شده است و جنجالی‌ترین آن «هتل آسمان» شیراز است که نزدیک به دو دهه از عمر قد کشیدنش در حریم ارگ تاریخی شیراز می‌گذرد و همچنان یکی از عواملی است که مانع از تکمیل پرونده ثبت جهانی این اثر شده است. در «چهارباغ عباسی» اصفهان و «مقبره نادرشاه» در مشهد هم در سال‌های گذشته تجربه‌های مشابهی وجود داشت که ساخت هتل در حریم آثار تاریخی مسئله‌ساز شد. موضوعی که نه‌تنها تقابل توسعه را با میراث‌فرهنگی یادآوری می‌کند، که گاهی مماشات مدیران میراث‌فرهنگی را در حفاظت از آثار تاریخی به قیمت توسعه گردشگری، به رخ می‌کشد.

موزه‌ای زنده‌ به‌نام «بهارستان»

بهارستان را به یاد بیاوریم. میدانی که قانون و مکان با هم پیوند می‌خورد و شاهد مهمترین رویدادهای تاریخ ایران است. جایی که می‌خواهیم باهم در آن قدم بزنیم تا راهی به گذشته پیدا کنیم و ببینیم چطور یک مکان شهری می‌تواند تبدیل شود به آینه‌ای از تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یک ملت. پس به مناسبت چهاردهم مهرماه و روز تهران با کتاب «میدان بهارستان؛ رویدادها و تحولات تاریخی از ۱۱۸۸ تا ۱۳۹۹» نوشته «حمیدرضا حسینی» و صحبت‌های او در تور یک‌روزه‌ای که انتشارات «گهگاه» یازدهم مهر برگزار کرد، همراه می‌شویم تا میدانی را به یاد بیاوریم که نفس‌کشیدن‌های پرتب‌وتاب تاریخ را در خود ثبت کرده. شاید روزی که هوای تهرانگردی کرده‌اید، گذرتان به مسیری بیفتد که مهم‌ترین تجربه‌های تاریخی ایران در آن رقم خورده و یادآور این است که تاریخ در این سرزمین آهسته گام برمی‌دارد، اما هر گامش دریچه‌ای‌ست به‌سوی روشنی و امید.

جدل بر سر نام بزرگ‌ترین دریاچه جهان

«یهودی سرگردان» نامی بود که بر قوم «خزر»ها گذاشته شد؛ قومی که در قرن دوم پیش‌ازمیلاد در قفقاز زندگی می‌کردند و مدام با حکومت‌های مرکزی ایران در کشمش بودند. درنهایت هم حضورشان با هجوم مغولان در ایران پایان یافت. بعد آن، به اروپا و آمریکای شمالی مهاجرت کردند و با تغییر مذهب، یهودی شدند و همین شد که در تاریخ «یهودی سرگردان» نام گرفتند. اما همان حضور در حاشیه دریاچه خزر باعث شد این نام بر این پهنه آبی باقی بماند. هرچند این تنها نام باقیمانده بر این بزرگترین دریاچه جهان نیست و به‌واسطه حضور اقوام متنوع در حاشیه این دریاچه، با نام‌های مختلف دیگری هم همراه بود؛ «طبرستان»، «استرآباد»، «قزوین»، «مازندران»، «کاسپین» و… .

پول ‌نداریم! مالک بنا خود برای مرمت آن اقدام کند

اصفهان، پایتخت تاریخ و تمدن ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری زخمی و بی‌پناه است. بنایی نیست که در گذر کوچه‌های بافت تاریخی آن قدم بگذاری و نشانی از ترک، فرسایش یا فروپاشی نبینی. از مسجد جامع، قلب هزارساله این شهر، گرفته تا مسجد سید، شاهکار دوره قاجار، و تا خانه‌ها، گذرها و بازارهای قدیمی؛ به علت فرونشست همه و همه در سکوتی مرگبار، در انتظار سقوطی محتوم نشسته‌اند. در چنین شرایطی، سخنان اخیر مدیرکل میراث فرهنگی اصفهان و شهردار اصفهان بیش از همیشه اهمیت پیدا می‌کند. آن‌ها از بحران و بن‌بست سخن گفته‌اند؛ بحرانی که اگر امروز راهی برای آن اندیشیده نشود، فردا بسیار دیر خواهد بود. امروز، پرسش اصلی پیش‌روی افکار عمومی و رسانه‌ها این است: آیا اصفهان همچنان می‌تواند «نصف جهان» باقی بماند، یا باید نظاره‌گر مرگ تدریجی بزرگ‌ترین سرمایه‌های تاریخی خود باشد؟

الگوی حفاظتگران ایران

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.