بایگانی مطالب: میراث
۲۰ سال انتظار برای آزادسازی فلکالافلاک
خبر ثبت محوطههای پیشازتاریخ دره خرمآباد در اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس یک بخش دوم هم داشت و آن اینکه در تنها پرونده ارائهشده از سوی ایران در این اجلاس، دو اثر قلعه فلکالافلاک و پل شکسته از پرونده کنار گذاشته شده و شانس ثبتشدن در فهرست میراث جهانی را پیدا نکردند. دلیل این امر علاوهبر ضعف در تدوین پرونده ثبت، ایراداتی بود که یونسکو به وضعیت این دو اثر گرفته بود. در مورد قلعه فلکالافلاک رئیس میراثفرهنگی لرستان دلیل این امر را اینطور اعلام کرد که همدوره نبودن این آثار با هم موجب حذف این دو اثر از پرونده شد، اما ماجرا چیز دیگری بود. یونسکو درباره وضعیت حریم قلعه فلکالافلاک بارها به ایران هشدار داده بود و قرارگیری پادگان نظامی در حریم این قلعه یکی از مهمترین عوامل حذف آن از فهرست جهانی یونسکو بود. موضوعی که از سال ۱۳۸۷ یکی از چالشهای مهم این اثر بوده و همچنان رفع نشده است. سال گذشته در سفر رئیس قوه قضائیه به لرستان هم این موضوع مطرح و راهکاری برای آن مطرح شد، اما همچنان انتقال این پادگان از حریم فلکالافلاک وعدهای است که زمان تحقق آن مشخص نیست. دیروز «امیرهوشنگ فتحی»، رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح استان لرستان، اعلام کرد موضوع انتقال این مرکز نظامی از حریم قلعه تاریخی در دستورکار قرار گرفته است، اما همچنان زمان دقیقی برای انجام آن مطرح نشده.
شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان
در سه روز گذشته، سحرگاهان بیلهای مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهنترین بافتهای تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطهای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستانشناسی، منجر به تخریب لایههایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب میشود. منطقهای که بهگفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگیهای طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. اینبار خاکی جابهجا شد که بهگفته «علیرضا جعفریزند»، نهفقط خشت و آجر بلکه تاریخ آلبویه، پیشازآن و پسازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، بهوضوح نشانهای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراثفرهنگی استان نامیده میشود. از سکوتهای مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایههایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانههایی است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچگاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستینبار در آستانه متروکشدن حافظهاش قرار گرفته است. در پی واکنشها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارشهای واصلشده مبنیبر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرضکنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. بهنظر میرسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمیکنند که این موضوع بسیار نگرانکننده است و بهطور قطع، دادستانی با این ترک فعلها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی میکند: «محسن جاوری» باستانشناس و مسئول سابق کاوشهای میدان عتیق، «علیرضا جعفریزند» حقوقدان و پژوهشگر میراثفرهنگی و «امیر کرمزاده» مدیرکل میراثفرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه میخوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، همزمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آنهم در یکی از حساسترین هستههای باستانشناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهنها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب میتواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی میتواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟
هنر زندگی در عصر پارینهسنگی
نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانههایی بهجا گذاشت؛ گویی میخواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانهها و پیامهایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچیای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان میدهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را میگویند و ابزارهایی که در خود نشانههایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کردهاند. غارهای پارینهسنگی خرمآباد از همین جنساند؛ پر از رمزوراز، پر از داستانهایی که از پسِ قرون سر برآوردهاند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعتزده ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان میبرند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامیخواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرمآباد و قدمت این سرزمین است.
غارهای پارینهسنگی آغل گوسفندان شده بودند
«محوطه پیشازتاریخ (پارینهسنگی) دره خرمآباد» بهعنوان بیستونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسانهای نئاندرتال و دورههای مختلف پیشازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای دادهاند. این محوطه بهعنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سالهای گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راهآهن» هم حضور داشت.
پروازهای لغوشده، مطالبات بلاتکلیف
|پیام ما| میگوید قرار بوده برای دیدن فرزندانش که در اروپا تحصیل میکنند، چند روزی سفر کند، بلیت و ویزا هم گرفته بوده که جنگ شده، حالا او مانده و ویزای آلمان و بلیتی که تکلیفش مشخص نیست. پیگیریهایش هم به جایی نرسیده. یک نفر دیگر منتظر است تا هزینه پرواز لغوشدهاش را پس بگیرد تا زمینی به ترکیه برود، چون سفر کاری داشته و جنگ پابندش کرده و تا بیست روز دلش آشوب بوده که روند کارش چه میشود. کافی است در شبکههای اجتماعی و دوستان و اطرافیان موضوع لغو پروازها را مطرح کنید تا با تجربیات متعدد افراد در این مورد روبهرو شوید؛ کسانی که بسته شدن بیستروزه آسمان ایران بهنوعی خسارت مالی و روحی به آنها وارد کرده. حالا سازمان هواپیمایی اعلام کرده که تمامی خسارات به افراد عودت داده میشود، اما این پروسه آنقدر زمانبر شده که طاقت بسیاری از مسافران را طاق کرده. پلتفرمهای فروش بلیت توضیحات خود را دارند و میگویند بخشی از خسارات مسترد شده و برخی در پروسه استرداد است. دفاتر خدمات مسافرتی مسافران را به ایرلاینها ارجاع میدهند و سازمان هواپیمایی اعلام کرده «هزینه حدود ۸۰۰ هزار بلیت به مردم مسترد شده و بهای حدود ۳۹ هزار بلیت نیز باقی مانده.» از طرفی بخشی از مطالبات مردم مربوط به هتلها و ایرلاینهای خارجی است که حاضر به استرداد مبلغ نیستند. در چنین شرایط پیچیدهای همچنان موضوع بدهی مردم از بخش گردشگری کشور، چالشی است که بخش زیادی از مسافران با آن مواجهاند و از سویی میتواند موجب سلب اعتماد مردم به بخشهایی از این ساختار شود.
میراث شهریار عدل
۱۰ سال گذشت، از زمانی که تلخیهای پیدرپی میراثی، روح خسته «شهریار عدل» را هم بیتاب کرد؛ مردی که همه عمرش یکتنه برای حفاظت از میراث کشورش جنگید، تا صبح یکشنبه، ۳۱ خرداد سال ۹۴، که قلبش بیطاقت شد. شهریار، تمرکز علمی خود را روی جهان ایرانی قرار داده بود، اما روزهای بعد از درگذشتش بهدرستی درباره او گفتند: «شهریار عدل کسی بود که هرچند در مجامع مهم بینالمللی شناخته شده و صاحب اعتبار و نفوذ بود، اما در کشور خود آنچنانکه شایسته بود قدر ندید و بر صدر ننشست.» قرار بود این گزارش در خردادماه منتشر شود، اما جنگ مجال نداد تا امروز.
متروی اصفهان زیر ذرهبین یونسکو
مسجدجامع عتیق اصفهان، از کهنترین و اصیلترین بناهای مذهبی ایران، نهتنها میراثی بیبدیل در عرصه معماری اسلامی بلکه نمادی زنده از تداوم حیات اجتماعی، فرهنگی و مذهبی شهر اصفهان در طول بیش از هزار سال است. این بنای تاریخی که در دل بافت قدیمی شهر جای گرفته، همچون کتابی گشوده، روایتگر لایههای مختلف تاریخ معماری ایران از دوران آلبویه تا عصر قاجار است. گچبریهای منحصربهفرد، منارههای کهن، شبستانهای چنددورهای و ایوانهای باشکوه این مسجد، آن را به یکی از نمونههای برجسته در تاریخ تمدن اسلامی بدل کرده است. اهمیت این بنای سترگ تنها به جنبههای معماری و مذهبی آن محدود نمیشود. مسجدجامع اصفهان در سال ۲۰۱۲ میلادی به فهرست میراث جهانی یونسکو اضافه شد و ازآنپس هرگونه فعالیت عمرانی و زیرساختی در محدوده آن، زیر ذرهبین نهادهای بینالمللی قرار دارد. عبور پروژههای کلان عمرانی در نزدیکی چنین آثاری، همواره با حساسیتهای فراوانی از سوی جامعه جهانی، فعالان میراثفرهنگی و حتی افکار عمومی همراه بوده است. در ماههای اخیر، عبور خط دوم متروی اصفهان از جوار این بنای تاریخی، توجه رسانهها و کارشناسان را به خود جلب کرده و سازمان یونسکو نیز از دولت ایران توضیح خواسته است. این موضوع، پرسشهای جدی را در سطح ملی و بینالمللی مطرح کرده؛ از جمله اینکه آیا عبور مترو از این محدوده میتواند به این بنای تاریخی لطمه وارد کند؟ چه میزان از الزامات فنی و میراثی در طراحی مسیر مترو لحاظ شده است؟ و اینکه درصورت اثبات تهدید، چه سرنوشتی در انتظار مسجدجامع اصفهان و جایگاه جهانی آن خواهد بود؟ در شرایطی که افکار عمومی اصفهان با حساسیت ویژهای این موضوع را دنبال میکند، پرداختن به ابعاد فنی، حقوقی و میراثی عبور مترو از حریم این اثر ارزشمند، ضرورتی انکارناپذیر است. بههمینمنظور، در گفتوگو با «امیر کرمزاده»، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان، تلاش کردیم زوایای پنهان و دغدغههای کارشناسی پیرامون این پروژه حساس مورد واکاوی قرار گیرد. این گفتوگو میتواند پاسخگوی پرسشهای فراوانی باشد که این روزها ذهن فعالان حوزه میراثفرهنگی، شهروندان اصفهان و حتی جامعه جهانی را به خود مشغول کرده است.
شهر جهانی شوش بار دیگر قربانی شد
|پیام ما| تصاویر واضحاند؛ رفتوآمد اعضای گروه تعزیه، اسبها و شترها و ماشینهای تدارکات و تردد تماشاگران، گردوغباری سنگینی را روی عرصه جهانی محوطه باستانی شوش به راه انداخته است. گردوغباری که برای یک روز و یک ساعت نیست، بلکه سالانه و هر سال چندین و چندبار تکرار میشود برای برگزاری تعزیه بزرگ شهر شوش. این وضعیت آنقدر ادامهدار است که از سالها قبل از ثبتملی شدن محوطه شوش، تپه شمالی محوطه جهانی شوش را بهعنوان مکان برگزاری تعزیه ثبتملیشده مردم شوش انتخاب کردهاند و اگر باران نبارد یا شرایط جوی بد نباشد همه تعزیهها را همینجا برگزار میکنند؛ با بیش از ۱۰۰ عضو تعزیه و بیشمار مخاطبان تعزیه از اهالی شوش و خوزستان.
تنش آبی در جنگ با میراث جهانی
|پیام ما| خشکسالی، تنش آبی و پدیدههای حدی موضوعاتی که یونسکو در گزارش اخیر خود در مورد آنها هشدار داده و اعلام کرده است حدود ۷۳ درصد از سایتهای میراث جهانی در کشورهای مختلف در معرض تهدید ناشی از این پدیدهها قرار دارند. تهدیدهایی که از سویی ریشه در تغییراقلیم دارد و از سویی مربوط به مدیریت ناپایدار منابع بهویژه منابع آبی و توسعه نامتوازن است. براساس تازهترین تحلیل یونسکو و مؤسسه منابع جهانی (WRI)، مجموع این عوامل ساختار و ارزشهای فرهنگی و طبیعی این مکانهای منحصربهفرد را که میراث بشری محسوب میشوند، با خطر جدی مواجه کرده است. هر چند در گزارش یونسکو به مخاطراتی که آثار جهانی ایران را تهدید میکند، اشارهای نشده است اما در سالهای اخیر کارشناسان بارها در مورد تهدیدات مرتبط با مخاطرات آبی بهویژه فرونشست زمین که نتیجه مدیریت غیراصولی منابع آب زیرزمینی است، هشدار دادهاند. براساس آخرین گزارش مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، سایتهای تاریخی در ایران از جمله تختجمشید، نقشجهان، مسجدجامع اصفهان، گنبد سلطانیه و شهر تاریخی یزد در معرض آسیبهای شدید ناشی از فرونشست قرار دارند. این بررسی نشان داده است از ۶۳ سایت میراث جهانی ایران ۲۷ سایت در مناطق پرخطر فرونشست زمین قرار دارند. کارشناسان و پژوهشگران راهکارهایی برای محافظت از این آثار هم ارائه دادهاند و همچنان مطالعاتی در این زمینه در حال انجام است، در گزارش اخیر یونسکو نیز راهکارهایی به دولتها پیشنهاد شده تا میزان آسیب ناشی از این مخاطرات را به حداقل برساند و خواستار تقویت تابآوری، مدیریت پایدار آب و بهرهگیری از تجربههای محلی و فناوریهای نوین برای جلوگیری از بروز فاجعهای فرهنگی شده است.
محرم از نگاه گردشگران فرنگی
در روزگاری که روایتهای بومی از بسیاری آیینها و مناسک ایرانی کمتر به قلم آمده، گاهی نگاه ناظران بیگانه، به میراثفرهنگی این سرزمین عمق و دقتی بخشیده که در منابع داخلی کمتر میتوان نشانی از آن یافت. یکی از این آیینهای سترگ، سوگواره محرم است که نهتنها در حافظه تاریخی ایرانیان، بلکه در یادداشتها و سفرنامههای گردشگران فرهنگی و مذهبی جایگاهی ویژه یافته است. کتاب «محرم از نگاه گردشگران فرنگی» به نویسندگی و تصویرگری «مهدی تمیزی» تلاشی است در بازخوانی و بازآفرینی روایتهایی که دیپلماتها، بازرگانان و مبلغان مذهبی از محرم ایران به یادگار گذاشتهاند؛ روایتهایی که اگرچه از دل فرهنگ غربی برآمدهاند، اما توانستهاند تصویری زنده و ملموس از آیینهای عاشورایی در دورههای مختلف بهویژه صفویه و قاجاریه برای ما بهجا بگذارند. این اثر، تنها گردآوری چند سفرنامه نیست؛ بلکه بازنگری خلاقانهای است که متن و تصویر را درهم آمیخته و با بهرهگیری از تصویرهای اصیل چاپ سنگی، روایت مکتوب را به میراث بصری پیوند زده است. تصاویری که برخی از آنها در دل کتابهای کهن ایرانی پنهان مانده بودند، در این مجموعه جانی دوباره گرفتهاند و بهعنوان ابزاری ارزشمند در معرفی آیینهای عاشورایی به مخاطبان داخلی و گردشگران خارجی ایفای نقش میکنند. آنچه مهدی تمیزی در این کتاب پیش روی ما میگذارد، صرفاً مرور یک سنت نیست؛ بلکه تلاشی برای احیای بخشی از هویت فرهنگی و آیینی ایران است که بیتوجهی به آن میتواند گسستی در زنجیره انتقال میراث ناملموس این سرزمین ایجاد کند. روایتهای او ما را به یاد این واقعیت میاندازد که گاه بخشی از حافظه تاریخی ما نه در اسناد بومی، که در یادداشتهای مسافران فرنگی محفوظ مانده است. در این گفتوگو، تلاش کردهایم از منظری نو، به ظرفیتهای این کتاب در حوزه میراثفرهنگی و گردشگری بنگریم و از مهدی تمیزی درباره کارکردهای مغفول این روایتها، جایگاه آنها در طراحی مسیرهای گردشگری مذهبی و اهمیت مستندسازی امروز برای آیندگان بپرسیم.
