بایگانی مطالب: فرهنگ

جیب‌های خالی، کافه‌های پُر

معمای مصرف لاکچری در دوران رکود چیست؟

فرهنگ بی‌ثبات، هنر در انتظار سرمایه

اقتصاد فرهنگ و هنر در ایران، همچنان به‌جای رشد و پایداری، گرفتار چرخه هزینه‌های کوتاه‌مدت و گذرا است. چاره‌اش هم سرمایه‌گذاری‌های هوشمند و مستمر است تا بتواند به موتور پویای توسعه فرهنگی و اقتصادی تبدیل شود. «حسین انتظامی»، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد، روز جمعه (۲۸ شهریور) در رویداد ملی سرمایه‌گذاری برای تولید بازی‌های رایانه‌ای حوزه مقاومت که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، بر اهمیت این نگاه تأکید کرد و گفت: «بازی می‌سازیم، فیلم می‌سازیم، کتاب منتشر می‌کنیم و توضیح می‌دهیم، اما چه زمانی اقتصاد فرهنگ و هنر به وضعیت پایدار می‌رسد و حیات طبیعی خود را تجربه می‌کند؟» اما اقتصاد پایدار در حوزه فرهنگ و هنر دقیقاً به چه معناست و عوامل دخیل در آن چیست؟

پادکست خبری ۲۶ شهریور

وقتی پروفایل نوجوانان «پتش‌خوآرگر»می‌شود

میراث‌فرهنگی تنها در معماری و نقش‌ونگارها خلاصه نمی‌شود؛ بخش مهمی از آن در روایت‌ها و اسطوره‌هاست. متون کهن و افسانه‌ها، گنجینه‌هایی‌ هستند که هویت ایرانی را شکل داده‌اند. اما نوجوانی که در عصر دیجیتال زندگی می‌کند، با چه زبانی می‌تواند با این میراث ارزشمند پیوند برقرار کند؟ «آرمان آرین» در آثار خود به این پرسش، پاسخ داده است. او به بازنویسی اسطوره‌ها بسنده نکرده و به ساختن جهانی داستانی برپایه اساطیر پرداخته که با زبان نوجوان امروز، هماهنگ باشد. شخصیت‌های شاهنامه و داستان‌های اَوستا در آثار آرین، تنها در حد نام و نشانه باقی نمی‌مانند، بلکه بر بستری تازه از ماجراها جان می‌گیرند و با چالش‌هایی روبه‌رو می‌شوند که برای نوجوان امروز هم قابل‌درک است؛ مثل دوستی، خیانت، وفاداری یا پرسش از هویت. این‌گونه است که اسطوره‌ها از قفسه‌ کتابخانه‌ها بیرون می‌آیند و به تجربه‌ زیسته‌‌ نسل تازه گره می‌خورند.

میراث‌دار واژه‌ها

|پیام ما| مترجم، ویراستار، منتقد ادبی، هنرشناس، فرش‌شناس و از بنیانگذاران سازمان اسناد ملی ایران، مجموعه عناوینی است که بعد از نام «سیروس پرهام»، در کنار هم می‌‌آیند. او که به‌عنوان یکی از ستون‌های فرهنگ و هنر ایران شناخته می‌شد، به‌دلیل کهولت سن و در ۹۷سالگی روز ۲۴ شهریور برای همیشه چشم از جهان فروبست.

اکوشعر؛ پلی میان ادبیات و آگاهی محیط‌زیستی

تقویت حس تعلق و مسئولیت نسبت به طبیعت

وقتی ماه بلعیده شد

|پیام ما| دوستداران آسمان، از روزها پیش برای یکشنبه‌شب آماده شده‌اند. جایی برای دیدن ماه‌گرفتگی کامل انتخاب کرده‌اند و برای رصد و عکس‌برداری از ماه سرخ، برنامه چیده‌اند. این خسوف که حدود ۸۲ دقیقه طول می‌کشد، علاوه‌بر ایران، برای ساکنان سراسر آسیا و اقیانوسیه، بخش‌های زیادی از آفریقا و شرق اروپا هم قابل‌مشاهده است و محافل علمی و نجومی را به تکاپو انداخته. اما برای شماری دیگر از افراد، فرصت تماشای خسوف کامل با پرداختن به باورهای خرافی از دست می‌رود. خرافه به آنها می‌گوید به ماه‌گرفتگی نگاه نکنید، در هنگام گرفت از خوردن و آشامیدن و خوابیدن بپرهیزید، کار جدیدی نکنید و کارهای قبلی را هم ادامه ندهید.

یک قدم تا مصالحه

یک خبر، هنرمندانی را که در سال‌های گذشته با عنوان «برگزاری نمایشگاه دائمی» یا «تأسیس موزه‌» برای سهراب سپهری و فروغ فرخزاد آثارشان را به ستاد بزرگداشت این دو چهره فرهنگی اهدا کرده بودند یا به امانت داده بودند، امیدوار کرده است. این هنرمندان می‌گویند با هدف نمایش دائمی یا تشکیل موزه آثارشان را به «علیرضا عزیزی» که خود را مدیر و مؤسس این ستاد معرفی کرده، هدیه داده‌اند و قراری بر فروش آنها نبوده است، اما در آن‌سوی ماجرا نه‌تنها خبری از تأسیس موزه نیست، بلکه به‌گفته عزیزی، آثار به شخص او اهدا شده‌اند. حالا در تازه‌ترین واکنش بعد از اعتراض‌ جمعی و ماه‌ها انتظار، دبیر کارگروه حقوقی معاونت امور هنری وزارت ارشاد به هنرمندان اطلاع داده که عزیزی موافقت خود را برای کلیات سازوکار پیشنهادی این کارگروه اعلام کرده است.

تسهیلگر یا ناکارآمد؟

|پیام ما| وقتی اشتباه به عادت تبدیل می‌شود، عذرخواهی دیگر نشانه مسئولیت‌پذیری نیست، بلکه اعترافی بی‌اثر به تکرار است. در روزهای اخیر لغو کنسرت خیابانی «همایون شجریان» در میدان «آزادی» حاشیه‌ساز شد و شهرداری تهران در حالی از برگزاری کنسرت در ورزشگاه آزادی خبر می‌داد که نه موافقتی از سوی شجریان وجود داشت و نه وزارت ارشاد پاسخگوی این ناهماهنگی بود. درنهایت ۴۸ ساعت بعد از این حواشی طول کشید تا «نادره رضایی»، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد، به‌دلیل لغو این کنسرت از مردم عذرخواهی کند و بابت این موضوع توضیح دهد؛ عذرخواهی‌ای که یادآور اقدامات و تصمیمات اخیر این معاونت در برنامه‌هایی مانند فستیوال کوچه یا جشنواره موسیقی فجر است که نقش تسهیلگری آن را در سایه برده.

۲ هزار تابلو گروگان یک موزه خیالی