بایگانی مطالب: جامعه
اصفهان پیش از نوروز
اصفهان در واپسین روزهای اسفند، همیشه شهری بود که نفسش بوی نوروز میداد. درختان کهن چهارباغ در آستانه جوانهزدن، میدان نقشجهان در آستانه ازدحام مسافران و باغهای تاریخی در انتظار قدمهای تازهای که از گوشهوکنار ایران و جهان میرسیدند. اما امسال، هنگامی که قدم در این شهر میگذاری، نخستین چیزی که به استقبال میآید، نه هیاهوی نوروزی که سکوتی سنگین و غریب است؛ سکوتی که بر شانههای بناهای چندصدساله نشسته و گویی زمان را در میان دیوارهای زخمی شهر متوقف کرده است.
به نوروز بگوییم که امسال نیاید؟
از رنگ گل تا رنج خار
بحران، خواه جنگ، نسلکشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همهگیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل میکند. بحران نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایتهای بنیادینی را که انسانها از خود و جهان دارند، متزلزل میسازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصهای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل میشوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط بهمعنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر میتواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسلهای بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمیتواند بیطرف بماند و سکوت هنرمند، بیمعنا به نظر میرسد. ازاینروست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه «در انتظار گودو» را مینویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو میریزد و بیمعنایی جهانِ پس از فاجعه را به بیساختاری در فرم تبدیل میکند. «پیام ما» در گفتوگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روانشناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدمها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟
اگر جنگ تمام شود
گفتن و نوشتن از نوروز در سالی که لباس عزای جنگ دوازدهروزه و وقایع تلخ دیماه را از تن درنیاوردهایم و ناگهان عزای جنگی جدید را بر تنمان کردهاند، سخن به گزاف گفتن است. نوروزی که اگرچه زمین و آسمان برایش نو میشوند و درختان در زیر بمباران، شکوفه میدهند از آنطرف مصیبتی که بر ما میرود هم نو میشود. اما آدمی است و امید. آدمی است و میل به زیستن. حالا در آستانه نوروزی تاریخی از جمعی از مردم این سؤال را پرسیدیم که اگر جنگ تمام شود، نخستین کاری که انجام میدهید، چیست؟ چراکه امید به پساجنگ، خود نوید زیستن و آینده را میدهد.
رواداری حیاتیترین نیاز جامعه
نقاشی ناتمامی که من در آن زیستم
باغ ما در طرف سایه دانایی است
شمعدانیهای جنگزده مادر
۱۲ اسفندماه پاوه، شمالیترین و خوشآبوهواترین شهر استان کرمانشاه، روزهای پایانی زمستان سرد و برفی را میگذارند. آفتاب سر ظهر هنوز قدرت بهاری پیدا نکرده، اما درخشندگی عجیبی را در آسمان پاک و آبی بر برفهای کوهستان ستبر «شاهو» و کوه «آتشگاه» که همچون مادر و پدری مهربان شهر را در دامن خود گرفتهاند، میتاباند.
خارک هزاران سال در قلمروی ایران
|پیام ما| نام «خارک» این روزها همراه با نگرانی در مکالمات روزمره مردم و همراه با تهدید در میان سخنان مردان سیاست تکرار میشود. این جزیره اما فارغ از نقشی که حالا در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران پیدا کرده، پیشینهای تاریخی هم دارد که مرور آن شاید ما را در پی بردن به اهمیت این جزیره در تاریخ و اقتصاد ایران کمک کند. جزیرهای که این روزها همراه با تنگه هرمز بیش از هر نام دیگری در اخبار ایران و جهان تکرار میشود.
سال خاموشی
در سال ۱۴۰۴ اتفاقات بزرگ و تلخی افتاد که در همه آنها اینترنت را به روی مردم بستند؛ جنگ دوازدهروزه در تابستان، اعتراضات خونبار زمستان و جنگی که اکنون برپاست. کمتر از دو ساعت پس از اولین بمباران در روز شنبه، ۹ اسفند، اینترنت قطع شده و اگر بنا را بر ادامه این وضع تا آخرین روز اسفند بگذاریم، در سال سخت ۱۴۰۴ مردم ایران بیش از دو ماه خاموشی دیجیتال را از سر گذراندهاند؛ وضعیتی که در اظهارات رسمی «محدودیت اینترنت» نامیده میشود، اما چیزی جز «خاموشی مطلق» نیست. در این گزارش آنچه بر همه ما گذشت را مرور میکنیم.
