بایگانی مطالب: جامعه

دردهای زنانه ناشی از جنگ

این روزها زنان از دردهایی شکایت می‌کنند که تا پیش از آن نه‌تنها تجربه نکرده بودند و بلکه هیچ‌گاه فکر نمی‌کردند با چنین مشکلاتی مواجه شوند. جنگ تصور آن‌ها را به هم ریخت و چنان به روان آنان استرس تحمیل کرد که فشار آن اکنون در جسمشان با قاعدگی‌های زودرس یا دیرهنگام، همراه با درد شدید و خون‌ریزی‌های غیرمعمول خود را نشان داده است.

خانه که رفت، تاب‌آوری فرسوده شد

صدای موشک‌ها که خوابید، تازه مصیبت شروع شد؛ خانه‌هایی که تمام دارایی ۱۶۰۰ زن سرپرست خانوار بود، زیر آوار رفته و کابوس بی‌سرپناهی، زندگی‌شان را ویران‌تر کرده است. بر اساس اعلام رئیس کارگروه خانواده، جمعیت و زنان شورای اجتماعی کشور، ۱۶۰۰ خانواده زن‌سرپرست در جنگ چهل‌روزه خانه‌های خود را ازدست‌داده‌اند. یعنی از ۶ هزار خانواده‌ای که خانه‌هایشان را ازدست‌داده‌اند، ۱۶۰۰ نفر زنان سرپرست خانوارند. جامعه‌شناسان می‌گویند این بزرگ‌ترین تروما برای یک خانواده و آسیب‌های آن فراتر از خسارت‌های مادی است.

پرسشی در انتظار پاسخ؛ مهاجرت سرمایه انسانی و چالش مسیر توسعه ایران

حسین حقگو در یادداشتی با عنوان «پرسشی در انتظار پاسخ» به موضوع مهاجرت نیروی انسانی متخصص از ایران و چالش‌های مسیر توسعه کشور پرداخته و با اشاره به تیتر یکی از روزنامه‌های اقتصادی درباره احتمال فعالیت استارت‌آپ‌های ایرانی در افغانستان، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا سرمایه انسانی تحصیل‌کرده ایران به جای نقش‌آفرینی در داخل، راهی دیگر کشورها می‌شود.

زخم‌هایی که خبر نمی‌شوند

| پیام ما | در خیابان‌های تهران، اصفهان و کرمانشاه، صدای جنگنده هنوز در گوش‌ها می‌پیچد. مادری که شب‌ها از خواب می‌پرد و فرزندش را در آغوش می‌گیرد تا مطمئن شود زنده است، پیرمردی که نام شهیدان جنگ هشت‌ساله را با نام شهیدان جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه در ذهنش به هم می‌آمیزد، نوجوانی که در فاصله یک سال یاد گرفته پناهگاه را از کلاس درس بهتر بشناسد. اینها چهره‌های جامعه‌ای‌اند که در فاصله‌ای کوتاه دو جنگ را پشت سر گذاشته و اکنون در سکوت آتش‌بسی شکننده، با زخم‌هایی نشسته است که خبرها از کنارش می‌گذرند. پرسش دیگر فقط درباره میدان نظامی نیست؛ پرسش این است که این جامعه فرسوده، عزادار و دوپاره، با چه سرمایه‌ای از همدلی روزهای پیش رو را خواهد گذراند.

مطالبه‌گــــری کِی به نتیجه می‌رسد؟

درحالی‌که بسیاری از مشکلات جامعه صرفاً به‌عنوان «وضعیت‌های موجود» دیده می‌شوند، «محمد ایرانمنش»، استاد دانشگاه و کنشگر مدنی، معتقد است؛ آنچه یک وضعیت را به «مسئله اجتماعی» تبدیل می‌کند، نه خود آن، بلکه فرایند هوشمندانه مطالبه‌گری و اقناع افکار عمومی و نهادهای رسمی است؛ فرایندی که بدون آن، حتی جدی‌ترین آسیب‌ها نیز ممکن است هرگز به دستور کار سیاست‌گذاری راه پیدا نکنند.

کرمان‌پور روایت کرد: وضعیت سلامتی رهبر انقلاب در روز نهم اسفند؛ «اتفاق خاصی رخ نداده بود»

حسین کرمان‌پور، مدیر مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، با اشاره به وقایع روز نهم اسفندماه و آغاز رسمی جنگ به دنبال بمباران حوالی پاستور، گفت رهبر معظم انقلاب در آن روز به بیمارستان منتقل شدند و «خوشبختانه اتفاق خاصی برای ایشان رخ نداده بود» و تنها چند زخم سطحی نیاز به بخیه داشتند؛ زخم‌هایی که به گفته او «چهره ایشان را مخدوش» نمی‌کرد.

ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

یک فعال صنفی بازنشستگان تأمین اجتماعی با انتقاد از تأخیر در اجرای افزایش حقوق بازنشستگان، نسبت به مشخص نبودن افزایش مزایایی مانند حق مسکن و حق معیشت واکنش نشان داد و خواستار شفاف‌سازی درباره نحوه اجرای متناسب‌سازی و میزان افزایش این مزایا شد.
ابهام در افزایش حق مسکن بازنشستگان تأمین اجتماعی

بازسازی یا بازتولید شکنندگی؟

نبرد حقوقی با شبکه‌های اجتماعی

| پیام ما | درحالی‌که شهروندان ایرانی سومین ماه قطعی اینترنت را پشت سر می‌گذارند که آموزش عمومی را هم به خطر انداخته، جهان شاهد یک نبرد حقوقی میان نهادهای آموزشی و شرکت‌های بزرگ فناوری است. سه پلتفرم بزرگ شبکه‌های اجتماعی به‌تازگی یک پروندهٔ تاریخی را به طور توافقی حل‌وفصل کرده‌اند؛ پرونده‌ای که می‌تواند نحوه شکایت مدارس از شرکت‌های فناوری را تغییر دهد. «اسنپ‌چت»، «یوتیوب» و «تیک‌تاک» با مدرسه‌ای در ایالت «کنتاکی» به توافقات محرمانه‌ای رسیدند. این منطقه مدرسه‌ای ادعا کرده بود که این پلتفرم‌ها بحران سلامت روانی را در میان نوجوانان ایجاد کرده‌اند که بودجه مدارس را هم تحت‌فشار قرار داده است. این توافق درست اندکی پیش از برگزاری دادگاه حاصل شد و حالا تنها شرکت «متا» (مالک فیس‌بوک و اینستاگرام) به‌عنوان متهم باقی مانده است؛ شرکتی که این پرونده برای بیش از هزار شکایت مشابه در سراسر آمریکا به یک پرونده راهنما تبدیل شده است.

نگهبانان میراث یک سرزمین

«انگار یکی از اعضای خانواده‌مان آسیب دیده باشد. همه فقط دویدیم به سمت موزه» خانه‌اش در بمباران آسیب دیده، اما قبل از آنکه کاری کند، خانواده را به جای امنی برده و خود را رسانده به موزه‌ای که سال‌ها عمرش را در آن گذرانده و آن روز در حریمش بمب سنگرشکن به زمین خورده بود: «آدم عاقل از خطر فرار می‌کند، اما من و همکارانم بعد از بمباران به سمت محل خطر دویدیم، به سمت موزه» این بخشی از هزاران روایتی است که در جنگ شنیده نشد. روایات بسیاری پشت تلخی گزنده تصاویری که از تخریب میراث‌فرهنگی منتشر شد، پنهان شدند. روایت آدم‌هایی که در کنار تمام نگرانی‌هایشان، به فکر میراث‌فرهنگی ایران بودند و فارغ از تمام کمبودها و بی‌مهری‌ها، پای آن ماندند. در جنگ کمتر از آن‌ها گفته شد، حتی خودشان هم فکر می‌کنند بهتر است کمتر صحبت کنند، چون معتقدند کاری که کرده‌اند وظیفه‌شان بوده. امروز وقت نقل روایت شنیده نشده آن‌هاست. امروز که روز جهانی «موزه و میراث‌فرهنگی» است.
نگهبانان میراث یک سرزمین