چند سال پیش، وقتی «جواد مجابی» از زندگی سپریشدهاش حرف میزد، تصویری نیمهرمانتیک از خودش داشت؛ مردی که از بیستوپنجسالگی نوشتن را با شعر شروع کرده بود و بعد، در مسیری که ابتدا و انتهایش خواندن و نوشتن بود، مدام راهش را کج کرده بود. حقوق خوانده بود، کارمند دولت شده بود، روزنامهنگاری کرده بود، … ادامه خواندن زیستن رندانه
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.