چه کسی باید اول گوشی را زمین بگذارد؟





چه کسی باید اول گوشی را زمین بگذارد؟

3 مهر 1405، 20:44

«بسه دیگه، گوشی رو بذار زمین!»؛ جمله‌ی آشنایی برای ما مادر و پدرهاست، شاید یکی از پرتکرارترین جمله‌های این روزهای خانه‌ها. این جمله را وقتی می‌گوییم که می‌بینیم بچه مدت زیادی مشغول دنیای دیجیتال است، وقتی جوابمان را نمی‌دهد چون غرقِ بازی است یا وقتی می‌بینیم حتی برای چند دقیقه هم حاضر نیست گوشی را کنار بگذارد.

اما بد نیست برای یک بار هم که شده، خود را جای فرزندمان بگذاریم. اگر همین جمله را کسی به ما بگوید چه؟ چه جوابی داریم؟

واقعاً چقدر از روزمان با رسانه‌ها می‌گذرد؟ چند ساعت در روز، صرف پرسه‌زدن در شبکه‌های اجتماعی می‌شود؟ گوشی که همیشه کنار دستمان است، تبلتی که برای یک کار کوچک روشنش می‌کنیم یا لپ‌تاپی که قرار بود فقط یک ایمیل را جواب بدهیم و ساعت‌ها مشغولشان می‌شویم، تلویزیونی که روشن می‌ماند حتی وقتی کسی حواسش به آن نیست. گاهی هم همه اینها با هم؛ یک صفحه برای کار، یکی برای پیام‌ها و یکی هم برای اینکه چند دقیقه ذهنمان را خالی کنیم.

ساعاتی که در دنیای رسانه‌ها و روبه‌روی صفحه‌نمایش می‌گذرانیم، فقط بخشی از آن چیزی است که درباره‌ی الگوی مصرف رسانه‌ای ما پدر و مادرها اهمیت دارد. مهم‌تر، این است که رسانه چه جایگاهی در زندگی ما پیدا کرده است. بچه‌ها همه چیز را می‌بینند. آنها علاوه بر اینکه می‌بینند ما چقدر از گوشی استفاده می‌کنیم، می‌بینند وقتی حوصله نداریم سراغ چه چیزی می‌رویم، وقتی منتظر هستیم چه می‌کنیم، وقتی خسته‌ایم چطور خودمان را سرگرم می‌کنیم و حتی وقتی کسی با ما حرف می‌زند، چه چیزی می‌تواند حواس ما را از او بدزدد. بعد ما از آنها می‌خواهیم مصرف رسانه‌ای‌شان را مدیریت کنند! شاید همین‌جا لازم باشد کمی مکث کنیم.

قرار نیست پدر و مادر از فردا گوشی و لپ‌تاپ و تلویزیون را کنار بگذارند و تبدیل به الگوی کم‌مصرف‌کردن و یا مصرف‌نکردن رسانه شوند. اصلاً چنین چیزی ممکن نیست. زندگی فردی و اجتماعی ما با رسانه گره خورده؛ کار، ارتباط، خرید، آموزش، سرگرمی و حتی بخش‌هایی از روابط خانوادگی‌مان از همین مسیر می‌گذرد. پس مسئله، حذف رسانه نیست، مسئله این است که رابطه ما با رسانه چگونه است.

وقتی به فرزندمان می‌گوییم: «اول تکالیفت را انجام بده، بعد برو سراغ گوشی/بازی…» اما خودمان وسط کاری که قرار بوده تمامش کنیم مدام بین پیام‌ها و شبکه‌های اجتماعی رفت‌وآمد می‌کنیم، او فقط یک دستور می‌شنود و یک رفتار متناقض می‌بیند. وقتی برای ساعت خواب او قانون می‌گذاریم اما خودمان نیمه‌شب هنوز گوشی به‌دست وقت می‌گذرانیم، وقتی از او می‌خواهیم سر میز غذا گوشی را کنار بگذارد ولی تلفن خودمان روی میز است و هر چند دقیقه یک‌بار صفحه‌اش روشن می‌شود، یک اتفاق کوچک اما مهم می‌افتد؛ حرف ما و رفتار ما از هم فاصله می‌گیرند و بچه‌ها معمولاً این فاصله را زودتر از چیزی که فکر می‌کنیم پیدا می‌کنند.

در این شرایط مسئله‌ای فراتر از الگو بودن والدین، خود را نشان می‌دهد؛ از فرزندمان توقع داریم قانونی را جدی بگیرد که خودمان به آن پایبند نیستیم! قانون وقتی در خانه جا می‌افتد که بچه احساس نکند فقط برای کنترل او ساخته شده است. اگر قرار می‌گذاریم که «سر میز غذا گوشی نداریم»، باید «نداریم» شامل همه افراد خانواده شود، نه اینکه یک نفر اجازه داشته باشد و نفر دیگر نه.

شاید این تفاوت، کوچک به نظر برسد، اما در رابطه والد و فرزند تأثیر مهمی دارد و آن اینکه کودک می‌فهمد آنچه از او خواسته می‌شود، صرفاً یک محدودیت از بالا نیست بلکه یک قاعده است که خانواده برای زندگی خودش انتخاب کرده است.

در این صورت است که حرف والد معتبر می‌شود یا به بیان دیگر، مشروعیت می‌یابد. نه به این معنا که هر چه گفتیم و هر قانونی گذاشتیم فرزندمان بدون اما و اگر قبول کند. اتفاقاً قرار نیست چنین رابطه‌ای بسازیم. قرار است وقتی درباره استفاده از رسانه با او حرف می‌زنیم، بداند پشت این حرف فقط دستور و ترس نیست، تجربه و رفتار خود ما هم هست. یکی از سخت‌ترین بخش‌های والدگری همین است، اینکه گاهی برای اصلاح رفتار فرزندمان، اول باید سراغ رفتار خودمان برویم. فرزند ما آن‌قدر به ما نزدیک هست که پیش از آنکه حرف ما را بشنود، عملکرد و رفتار ما را می‌بیند.

شاید دفعه بعد که خواستیم گوشی را از دست بچه بگیریم، بد نباشد یک لحظه به گوشی خودمان هم نگاه کنیم، برای اینکه ببینیم فرزند ما، از رابطه ما با رسانه چه چیزی یاد گرفته است. بهتر است پیش از آنکه به این فکر باشیم که از چه راه و با چه ترفندی گوشی و تبلت را از فرزندمان بگیریم، به این فکر کنیم که چه کسی باید اول گوشی را زمین بگذارد؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

تلاشی برای جبران غفلت از تاریخ زنان 

پیش‌همایش «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» برگزار شد

تلاشی برای جبران غفلت از تاریخ زنان 

پرستاری بیرون از شیفت 

پرستاران درباره انتظارات بی‌پایان جامعه از این قشر سخن می‌گویند

پرستاری بیرون از شیفت 

بهای انسانی گردوتکانی

فصلی‌بودن و پراکندگی کار کشاورزی، ثبت حوادث و دسترسی به آموزش و تجهیزات ایمنی را دشوار کرده است؛ تجربه گردوتکانی در همدان، نمونه‌ای از خطرهایی است که در محاسبه هزینه تولید کمتر دیده می‌شوند

بهای انسانی گردوتکانی

ضرورت ایجاد نظام حمایتی یکپارچه و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده برای صیانت از حقوق کودکان

ضرورت ایجاد نظام حمایتی یکپارچه و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده برای صیانت از حقوق کودکان

تکذیب پرداخت وام فوری ۱۲۰ میلیون تومانی به بازنشستگان و مستمری‌بگیران

تکذیب پرداخت وام فوری ۱۲۰ میلیون تومانی به بازنشستگان و مستمری‌بگیران

دستگیری قاتل دختر جوان در دولت‌آباد تهران پس از ۷ ماه فرار در شهرکرد

دستگیری قاتل دختر جوان در دولت‌آباد تهران پس از ۷ ماه فرار در شهرکرد

دادستانی هویزه شایعه اجرای حکم شلاق برای کارکنان پتروپارس را تکذیب کرد

دادستانی هویزه شایعه اجرای حکم شلاق برای کارکنان پتروپارس را تکذیب کرد

منتظر مصوبه شعام برای برگزاری انتخابات شوراها هستیم

سخنگوی ستاد انتخابات:

منتظر مصوبه شعام برای برگزاری انتخابات شوراها هستیم

هزینه روان جامعه کجاست؟

روان‌پزشکان در گفت‌وگو با «پیام ما» بر اهمیت توجه به سلامت روان در سیاست‌گذاری‌های کلان تأکید می‌کنند

هزینه روان جامعه کجاست؟

برنامه‌ریزی برای اجرای پیمایش ملی سلامت روان ایرانیان

برنامه‌ریزی برای اجرای پیمایش ملی سلامت روان ایرانیان

بیشترین نظر کاربران