چهار سال پس از یک تصمیم موقت
مسیر حفاظت از یوزپلنگ گم شده است؟
20 تیر 1405، 22:50
اولین پایش جادهای به شکلی که این روزها شاهد آن هستیم، در سال ۱۴۰۱ و پس از تصادف تلخ یک توله یوزپلنگ ماده شکل گرفت. در آن روزهای پرالتهاب، خبری از امکانات امروزی نبود؛ نه علامت ایستی داشتیم، نه چراغ گردان و نه جلیقههای شبتاب. تنها سلاح ما برای محافظت از بازماندگان، روشن کردن فلاشر خودروها و آتش زدن لاستیکها در حاشیه جاده بود تا شاید در دل تاریکی، توجه رانندگان عبوری را جلب کنیم. در آن زمان، تمام دغدغه ما این بود که تا زمان حل اساسی معضل جاده، حداقل تجهیزات اولیهای در پاسگاه محیطبانی مستقر شود تا این نگهبانیهای شبانه کمی منسجمتر پیش برود.
اما هرگز تصور نمیکردیم که این واکنش اورژانسی، چهار سال بعد نهتنها متوقف نشود، بلکه ابعادی گستردهتر نیز پیدا کند. در آن سالها قرار بود فنسکشی جاده با سرعت عملیاتی شود و به این پایشهای انسانی صرفاً به چشم یک «مسکن موقت» برای یک بحران مقطعی نگاه میکردیم، نه یک فعالیت مستمر؛ چه برسد به آنکه به عنوان یک دستاورد بزرگ حفاظتی معرفی شود. این پایشها، بهویژه زمانی انجام میشد که یوز در کنار جاده مشاهده میشد؛ به این معنا که تیمها در محدودهای که یوز دیده میشد مستقر میشدند تا حیوان به جاده نزدیک نشود.
تبدیل شدن یک اقدام اضطراری به یک رویه ثابت، این زنگ خطر را به صدا درمیآورد که گویی راهحلهای موقت جایگزین درمانهای بنیادین شدهاند و ما به جای حل صورتمسئله، به مدیریت بحران در کنار جاده عادت کردهایم.
بار سنگین حفاظت بر دوش داوطلبان
با گذشت این چهار سال، دیگر تقریباً اثری از بسیاری از افرادی که آن روزها در پایشها شرکت میکردند، در میان داوطلبان نیست. آنها یا به افراد ممنوعالورود تبدیل شدهاند و یا دیگر رغبتی برای حضور در این پایشها ندارند. این بیرغبتی و سرخوردگی، زنگ خطری است که آینده تمام داوطلبانی را که این روزها در کنار جادهها جان خود را به میان آوردهاند نیز تهدید میکند.
این افراد، داوطلبانی پرشور و دلباخته طبیعت و یوزپلنگ هستند که سازمان حفاظت محیطزیست در قبال آنها مسئولیت اخلاقی سنگینی دارد. آنها، همانند تمام کسانی که تا امروز در پایشهای جادهای شرکت کردهاند، حق دارند انتظار داشته باشند که شببیداریها و تلاشهایشان به حفظ واقعی یوزپلنگ منجر شود.
اما آیا با این تمرکز بیتناسب بر یک اقدام حاشیهای، واقعاً میتوان به این انتظار پاسخ داد؟ کشاندن این حجم از نیروی انسانی به کنار جادهها، آن هم در شرایطی که اقدامات حیاتی درون زیستگاه با کندی پیش میرود یا کاملاً متوقف مانده است، بیشتر یک اقدام نمادین به نظر میرسد تا حفاظتی اصولی.
ما با این رویه، در واقع با احساسات، امید و روحیه کسانی بازی میکنیم که خالصانه برای نجات یوزپلنگ قدم در این راه گذاشتهاند. مهمتر از همه، جان داوطلبان و حتی رانندگان عبوری و سرنشینان آنها نیز همواره در معرض خطر است و در صورت وقوع یک حادثه، این اقدام حفاظتی میتواند به تراژدی دیگری در تاریخ حفاظت از یوزپلنگ ایرانی تبدیل شود.
تناقض در اولویتهای حفاظتی زیستگاه
ما همچنان در زیستگاه با معضلاتی روبهرو هستیم که سالهاست وجود دارند. مسئله این نیست که سازمان حفاظت محیطزیست به دلیل تمرکز بر جاده از سایر امور غافل شده است؛ بلکه حقیقت تلخ این است که از میان تمام اقدامات مهم و حیاتی، تنها پایشهای جادهای پررنگ میشوند و اطلاعرسانی گسترده درباره آنها صورت میگیرد.
نمیتوان چشم بر معضلاتی مانند تغییر اقلیم و حضور شترها در زیستگاه بست؛ مسائلی که در این سالها نهتنها کاهش نیافتهاند، بلکه شدت بیشتری نیز پیدا کردهاند. برخی از این چالشها حتی هنوز به مرحله رسیدگی هم نرسیدهاند.
این تناقض در اولویتها، در چند محور اساسی کاملاً مشهود است:
فنسکشی جاده تهران ـ مشهد با سرعتی بسیار کند و ناامیدکننده پیش میرود.
معضل شتر در توران حل نشده و افزایش تعداد آنها روزبهروز به تخریب زیستگاه دامن میزند.
آموزش سالانه دامداران و چوپانان انجام نمیشود، در حالی که میدانیم یکی از دلایل اصلی برداشت تولهها از طبیعت، همین گروه هستند.
از ردیابهای ماهوارهای، که از ضروریترین ابزارهای حفاظت از یوز به شمار میروند، خبری نیست.
اقدامی برای بررسی وضعیت ژنتیکی یوزهای باقیمانده انجام نمیشود.
اینها تنها بخشی از مهمترین اقداماتی هستند که باید فراتر از حفاظت روتین و البته ارزشمند محیطبانها برای حفظ یوزپلنگ انجام شوند؛ اما در عمل یا مسکوت ماندهاند یا آنقدر کند پیش میروند که نمیتوان آنها را اثرگذار دانست.
ابهامات علمی و فقدان شفافیت
در بسیاری از موارد، عدم اطلاعرسانی و فقدان شفافیت در عملکرد، عملاً تفاوتی با انجام نشدن کارها ندارد. درست است که تلاش برای حفاظت از یوزپلنگ هیچگاه بهطور کامل متوقف نشده، اما سرعت پیشرفت آن گاهی چنان کند است که سایه انقراض کیلومترها از آن جلو میزند.
شفافیت در گزارشدهی، خود به عنوان یک اهرم کنترلی برای پیشبرد سریع و صحیح فعالیتها عمل میکند؛ زیرا زمانی که روند یک پروژه به صورت عمومی اطلاعرسانی میشود، متولیان آن نیز خود را ملزم به اجرای درست و پاسخگویی میدانند. اما آنچه امروز در مدیریت حفاظت از یوزپلنگ شاهد آن هستیم، دقیقاً نقطه مقابل این رویه است؛ یعنی عدم اطلاعرسانی و فقدان شفافیت.
در چنین شرایطی، مردم، داوطلبان و کارشناسان حق دارند نسبت به کیفیت و کمیت اقدامات حفاظتی تردید کنند. بیخبری از وضعیت دقیق یوزپلنگهای ثبتشده در زیستگاه و اکتفا به اخبار پراکنده برخی مشاهدهها، به نتیجه نرسیدن پروژه تکثیر در اسارت و نبود توضیحی روشن درباره چرایی آن، نامشخص بودن وضعیت ژنتیکی و میزان قرابت خانوادههای باقیمانده و در نهایت، منتشر نشدن نتایج بهدستآمده، همگی دست به دست هم دادهاند تا این حجم از خبرسازی درباره پایشهای جادهای با دیده تردید نگریسته شود.
این، به معنای بیاثر بودن تلاش تمام افرادی نیست که زمان و جان ارزشمند خود را در کنار جاده برای حفظ آخرین یوزپلنگهای ایران صرف کردهاند؛ بلکه یادآوری این واقعیت است که پایش جادهای تنها یک قطعه کوچک از پازل حفاظت از یوزپلنگ ایرانی است. برای حفظ این گونه ارزشمند، قطعات بسیار بزرگتر و مهمتری وجود دارد که باید با سرعت و جدیت بیشتری در کنار یکدیگر قرار گیرند.
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
ضرورت تدوین الگوی جامع برنامهریزی فضایی دریایی
«پیام ما» در هفتهای که گذشت
پیوند محیط زیست و زیستبوم نوآوری؛ بازدید سرپرست محیط زیست ایلام از خانه خلاق آسو
مهار شکار در بوزین و مرخیل
پیشگیری از شکار در بوزین و مرخیل؛ دستگیری ۷ متخلف پیش از اقدام به شکار
دستگیری متخلفان صید غیرمجاز در سرپلذهاب؛ ۷۰ کیلوگرم ماهی کشف شد
احیای حیاتوحش یزد در قرقهای اختصاصی
جهش جمعیت آهو و کلوبز با حفاظت مشارکتی
هشدار نارنجی هواشناسی؛ احتمال وقوع سیلاب در شمال کشور
تقدیر رئیس سازمان حفاظت محیطزیست از لکوموتیورانان ناجی پلنگ ایرانی در سوادکوه
انتقاد محیطزیست از قطع ناگهانی خروجی آب
فاجعه مرگ ماهیان در زایندهرود
ثبت ۶ گردوی ۶۰۰ ساله بافت در فهرست آثار ملی ایران
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




هادی
اگر نسلش کامل نابود شد سران این رژیم با بی آبرویی و بدنامی در تاریخ ازشون یاد میشه.وهرروز لعنت ونفرین مردم پشت سرشونه تاابد..این همه خرج دشمن تراشی میکنن وسازمانهای بی مصرف ودزدبودجه های کلان میگیرن ولی یک صدمش خرج چنین جانور باارزشی مثل یوز نمیشه.اگر هر کشور اروپایی بود ،دنیارو بسیج میکردن تانجاتش بدن نسلشو