آیا مکران گزینه مناسبی برای پایتختی است؟ نگاهی دقیق به زیرساختها و مشکلات منطقه
رؤیایی دور از واقعیت مکران
انتقال پایتخت به مکران، نیازمند مطالعات دقیق و ارزیابی همهجانبه است تا از بروز مشکلات جدید و چالشهای غیر قابل پیشبینی جلوگیری شود
28 دی 1403، 19:36
مکران بهعنوان یکی از پیشنهادهای احتمالی برای پایتختی کشور ملاحظاتی دارد که قابلتأمل است. نخست آنکه جابهجایی پایتخت، پیش از هر چیز، پاک کردن صورت مسئله کلانشهر بیدروپیکری است که ساکنانش را زندهزنده در مازوتسوزی میمیراند و نیز تبدیل به پارکینگ عظیم و متحرکی شده است که زمان را بهشدت نابود میکند.
گرفتاری بزرگی که سایر شهرهای پرجمعیت نیز به آن مبتلا هستند. اما مکران؛ بهشتی دستنخورده، فراموششده، در بستری از بضاعتهایی که بهدلایل بسیار مشخص سیاسی و عقیدتی هرگز ارادهای برای بهرهبرداری و بهبود شرایط آن وجود نداشته است. اما آیا مکران گزینه مناسبی برای انتقال پایتخت است؟ پاسخ قطعاً منفی است. با کدام زیرساخت؟ آیا صرف دسترسی به آبهای آزاد میتواند مکران را تبدیل به پایتخت کشور کند؟! به یاد بیاوریم که مکران، بخش بلوچستان در استان سیستانوبلوچستان است؛ یکی از محرومترین و پرمسئلهترین استانهای کشور، با نرخ بالای فقر در بسیاری از زمینهها. از بیکاری تا کمبود شدید فضای آموزشی، آمار روبهافزایش بازماندگان از تحصیل و بیشناسنامهها تا خشکسالی و دهها مسئله کوچک و بزرگ دیگر و یکی از مهمترین دلایل، نبود زیرساختهاست.
یکی از جدیترین معضلات استان نبود و کمبود جاده است. در جایی که راه، شریان حیاتی مواصلاتی در همه دنیاست، چگونه ممکن است منطقهای تبدیل به مرکز یک کشور شود که فاقد یکی از بااهمیتترین شاخصهاست! از سوی دیگر، معنای پایتخت وجود وزارتخانهها، سازمانها و مهمترین نهادهای دولتی است. آیا برای انتقال این حجم فربه دولتی، کارکنان و خانوادههای آنها، ساختمانهایی وجود دارد؟ خانوادهها قرار است کجا اسکان یابند؟ فرزندانشان چطور؟ آنها قرار است در کدام مدارس درس بخوانند؟ در مدارس درختی؟ که دانشآموزانش یک سال تمام دور یک درخت کلاس تشکیل میدهند، یا در مدارس کپری و شاید حتی به اضافه کردن مدارس کانکسی فکر کردهاند. مثل صدها دانشآموز بیشناسنامه یا شناسنامهداری که در این استان، دوران تحصیل را، اگر خوشبخت باشند و شانس ادامه دادن داشته باشند، چنین تجربه میکنند! زیرساخت یعنی وجود بیمارستان، درمانگاه، دانشگاه، مراکز آموزشی، رفاهی، تفریحی. یعنی وجود سالنهای سینما، تئاتر، موسیقی، یعنی وجود یک فرودگاه بزرگ بینالمللی.
واقعاً با چه تخیلی به مکران بهعنوان پایتخت فکر شده است؟! با فرودگاه فشل و ناکارآمدی که پس از آنهمه سال انتظار و بریزوبپاش و خرج آنهمه پول، تبدیل به فرودگاه فعلی شده است که از عنوان بینالمللی فقط اسم و تابلوی آن را یدک میکشد! بله! با تمام آنهایی که به اهمیت مکران فکر کردهاند، موافقم. آنها جواهری دیدهاند که سالهاست فعالان در منطقه فریاد کشیدهاند و سعی در فهماندن آن به مسئولان و سیاستگذاران کردهاند.
استان سیستانوبلوچستان با تمام فقری که زمینگیرش کرده است، انباشته از ثروت است. دسترسی به آبهای آزاد و اقیانوس یعنی میتواند تبدیل به بندرگاهی فعال و یکی از قطبهای اقتصادی کشور شود؛ صنعت کشتیسازی، ماهیگیری، گردشگری دریایی و بهخصوص بهدلیل موجهای کمنظیرش، میتواند پذیرای گردشگران ورزشی باشد. وجود باغات وسیع خرما، موز، انبه و دیگر میوههای گرمسیری ناشناخته میتواند این استان را تبدیل به یکی از قطبهای کشاورزی کند. وجود معادن، سوزندوزی و دهها چیز دیگر. اما مکران، تا زمانی که زیرساختهای لازم را نداشته باشد، هرگز نمیتواند جایی مناسب برای پایتخت شدن باشد. استانی با اکثریت اهل سنت که سالیان دراز از مردمانش تلقی جداییطلبی شده است و وجود کیلومترها مرز مشترک با دو کشور خاص چون پاکستان و افغانستان را دارد؛ چگونه ممکن است نقطهای امن برای وجود حساسترین سازمانها و وزارتخانههای دولتی یا حضور و زندگی گردانندگان کشور باشد. در استانی که این اندازه عملیاتهای تروریستی در آن انجام میشود، آیا قرار دادن یکی از شهرهای آن بهعنوان پایتخت میتواند منطقی و عاقلانه باشد؟!
برچسب ها:
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
«پیام ما» در هفتهای که گذشت
از بحران مسکن تا دریاخواری
پیگیری حقوقی خسارات زیستمحیطی ناشی از درگیریها در سازمان ملل
برگزاری دومین جلسه هماهنگی طرحهای طبیعتگردی در پارک ملی دریاچه ارومیه
به مناسبت روز روستا و عشایر، از دیدن کمبودها تا دیدن ظرفیتها
روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست
زنگ خطر طاعون در مرزهای همسایه
برگزاری همایش پیادهروی و پاکسازی طبیعت در بخش خبوشان فاروج
روستا و عشایر ایران در افق ۱۴۱۵
ماندن، مهاجرت یا یک انتخاب سوم؟
نگاهی به «به تاریکی شب» نوشته «لوران پتیمانژن»
تاریکی به خانه میرسد
چگونه یک کمیکاستریپ سر از قالی ابریشمی ایرانی درآورد؟
قالی کمیک
نگاهی به کنشگری و مدل مطالبهگری نسل Z
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




ناشناس
شما دارید به اون بچه هایی که با سختی و عشق تحصیل دارن داخل همون کپری که شما واستون عیبه دور همون درخت یا داخل کانکس هایی که به زور تامین شده درس میخونن که شاید یه زمانی با بالا رفتنشون بتونن کمکی به ادامه تحصیل بقیه بدن ولی شما همچون چیزی براتون عیبه به جای کمک کردن و درست کردن این مسائل دارید سرکوفت میزنید لطفا طوری حرف بزنیم که بعد باعث ناراحتی خیلیا نشیم