بایگانی مطالب برچسب: جنگ

ایران‌ پیگیر خسارت‌های محیط‌زیستی و جنگ

|پیام‌ما| سخنگوی دولت در نخستین نشست خبری پس از پایان جنگ ۱۲روزه و تجاوز رژیم صهیونیست به کشور، از پیگیری خسارت‌‌های محیط‌زیستی واردشده به ایران در مجامع بین‌المللی خبر داد. به‌گفته «فاطمه مهاجرانی»، از همان ابتدای جنگ کمیته ارزیابی خسارت‌های محیط‌زیستی تشکیل شد تا هم در حوزه آب، خاک و هوا و هم آسیب به مناطق ویژه، مانند پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده، پایش لازم را داشته باشد. مهاجرانی از مکاتبه ایران با تمام سازمان‌های مرتبط خبر داد. او در مورد آثار تاریخی و میراث‌فرهنگی کشور نیز توضیح داد که علاوه‌بر انتقال اشیای قابل‌انتقال به مخازن امن و درنظرگرفتن تدابیر حفاظتی، ارزیابی خسارات احتمالی نیز در جریان است.

در سنگر ایران باستان چه گذشت؟

«حتی یک نفر از مقامات با من تماس نگرفت تا درباره وضعیت موزه سؤال کند، انگار اصلاً ما در شهر وجود نداشتیم.» جنگ بود. آتش می‌بارید و شهر خلوت شده بود. هر کس خود را به مأمنی رسانده بود و هیچ‌کس نمی‌دانست یک ساعت بعد چه اتفاقی خواهد افتاد. موزه ملی ایران استثنا نبود، در آنجا هم لحظات سختی می‌گذشت. روایت رئیس این موزه تنها بخشی از این سختی را نقل می‌کند؛ او از بیان بسیاری از سخنان عبور می‌کند و شاید قرار است در زمانی دیگر آنها را نقل کند. اما سخت‌ترین تجربه در آن ۱۲ روز همین جمله بود که نوکنده در سخنانش به آن اشاره کرد: در شهر به‌جز آن چندنفری که مشغول انتقال اشیا به مخزن بودند و کارشناسان و دغدغه‌مندانی که دور و نزدیک پیگیر شرایط موزه بودند، کسی به آن ساختمان آجری نجیب و موقر تقاطع خیابان سی‌تیر و سرنوشتش در آن آتش‌افروزی‌ها فکر نمی‌کرد؛ ساختمانی که حالا فصل جدیدی از تاریخ را از سر گذرانده است. «جبرئیل نوکنده»، رئیس موزه ملی ایران، عصر دوشنبه در دبیرخانه ایکوم ایران در نشستی با عنوان «موزه‌ها و منازعات» بخش کوچکی از آن ۱۲ روز سخت را مرور کرد. روزهایی که مدیران موزه با کمک کارکنان و جمعی از داوطلبان، بخشی از شناسنامه هویتی ایران را نجات دادند؛ آن‌هم در سخت‌ترین شرایط و با محدودیت‌های بسیار. او بارها در سخنانش بر یک نکته تأکید می‌کند؛ بعد از گفتن از محدودیت‌ها، بعد از مرور کمبودها و بعد از بیان مشکلات در آن شرایطی که همه‌چیز نامعلوم بود، می‌گوید: «ما در تمام لحظات فقط به نجات آثار فکر می‌کردیم.»

روایت‌سازی و انسان‌زدایی

درباره موج افغانستانی‌ستیزی

ما زنده مانده‌ایم که روایت کنیم

پادکست۱۰ تیر

مرز را پرواز تیری می‌دهد سامان!

قهرمان ملی با جنگ آمد

تیر آرش اگر رها می‌شد، می‌خورد به «لیلا» که داشت پرتقال‌ها را یکی‌یکی از داخل پلاستیک بیرون می‌آورد. اسم آرش را که می‌شنود، با چشم‌های آبی‌اش به روبه‌رو و مجسمه‌ نگاه می‌کند و خرم‌آباد را به یاد می‌آورد: «اگر می‌خواهی درباره آرش بدانی، یک مجسمه از آن در میدانی در خرم‌آباد است. من اصالتاً خرم‌آبادی‌ام. پدربزرگ و مادربزرگم درواقع اهل آنجا بودند که حالا همه‌شان را از دست دادم.» پرتقال‌ها را با دقت روی هم می‌چیند: «روزی که این مجسمه را در میدان ونک نصب کردند، من اینجا بودم. بعدش جنگ شد. من جنگ را با چشم خودم اینجا دیدم.» لیلا سه روز نخوابیده بود و جنگ در سرش تکرار می‌شد. صدای انفجار صداوسیما را شنیده بود: «آن روز از شهرداری اینجا بودند و داشتند کارهای نصب مجسمه را انجام می‌دادند. آن لحظه به مجسمه نگاه کردم. فکر کردم با تمام مشکلاتی که مردم دارند، اگر دولت از آنها حمایت کند، ایران آدم‌های خوبی دارد.» او مثل خیلی‌های دیگر آرش کمانگیر را نشانه قدرت می‌داند. همان‌طورکه «دهقان محمدی»، مجسمه‌ساز، به «پیام ما» می‌گوید ساخت مجسمه آرش بسیاری را به وجد آورد و تصاویرش به‌عنوان یک نماد ملی در روزهای جنگ دست‌به‌دست شد.

چه نهادی و چگونه باید پناهگاه بسازد؟

«حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفری آمدند، اینجا روفرشی انداختند، دراز کشیدند، تنها حسنش این است که اینجا سروصدا نبود. بیشتر دختران جوان بودند و پیرزنان و پیرمردان.» برای دستشویی کجا می‌رفتند؟ «دستشویی که برای مسافران نداریم، ما یک دستشویی برای کارکنان داریم، هرکسی آمده بود، از همان استفاده می‌کرد.» متصدی فروش بلیت در ایستگاه مترو خواجه عبدالله، می‌گوید از ساعت ۱۱ شب تا ساعت ۵ صبح و هنگام بازگشایی مترو و حرکت قطارها، آنهایی که از صدای غرش موشک و پدافند واهمه داشتند، به این ایستگاه آمدند. ایستگاه مترو بعد از مصاحبه‎های «مهدی چمران»، رئیس شورای شهر تهران، و «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، کارکردی به‌مثابه پناهگاه پیدا کرد. اما آیا مترو، پناهگاهی مناسب است؟ شش روز بعد از آتش‌بس میان ایران و اسرائیل، رئیس سازمان پیشگیری از مدیریت بحران و سخنگوی شهرداری تهران به این پرسش پاسخ دادند که آیا مترو، پناهگاه مناسبی برای شهروندان تهرانی بوده است؟