بایگانی مطالب برچسب: جنگ

جان پدر کجاستی؟

کودکان، قربانیان کوچک تصمیم‌های بزرگ

پادکست ۲۸ تیر

پادکست خبری ۲۶ تیر

استراتژی روایت‌ها

نگاهی به تصاویری که به‌تازگی از تجریش منتشر شده

جنگ، بی‌فیلتر برای نسل Z

«خانواده‌ام با ناراحتی و به اصرار من در تهران ماندند. تهران جنگ‌زده آدرنالین خاصی داشت که می‌خواستم حسش کنم.» این‌ها بخشی از تجربه زیسته «سالار» ۱۹ساله در هنگامه جنگ ایران و اسرائیل است. جنگ برای سه نسل از جوانان ایران، زندگی نزیسته‌ای بود که در بیست‌وسوم خرداد ۱۴۰۴ طعم تلخ واقعیت گرفت. متولدین هر دهه به فراخور جهان‌بینی مشترکشان، واکنش مشابهی نسبت به جنگ بروز می‌دهند؛ اما دهه‌هشتادی‌ها یا نسل Z به‌واسطه زندگی در عصر اینترنت و شبکه‌های مجازی روایت متفاوتی از حضور و مواجهه با جنگ دوازده‌روزه‌ داشتند.

راه پرغبار بازگشت

ازدحام جمعیت در اردوگاه‌های مرزی، به‌ویژه زیر آفتاب داغ «میلک»، «نیمروز»، «زاهدان» و «دوغارون» شرایط نامساعدی را برای اتباع افغانستانی به‌وجود آورده است؛ اتباعی که با اتوبوس‌هایی که دستور توقف در مسیر ندارند، از سراسر ایران به نقاط مرزی منتقل می‌شوند. در اردوگاه‌ها نه غذا توزیع می‌شود و نه آب. تصاویر منتشرشده از این کمپ‌ها بسیار تکان‌دهنده است. گسیل جمعیت غیر قابل پیش‌بینی اتباع به مناطق مرزی در شرق کشور، خیران به‌ویژه در سیستان‌وبلوچستان را بر آن داشت تا از رخداد فجایع انسانی یا آنچه کرامت هر آدمی را زیر سؤال می‌برد، جلوگیری کنند. براساس آمار فعالان حاضر در منطقه، تقریباً روزانه ۷ تا ۱۰ هزار تبعه افغانستانی به این اردوگاه‌ها وارد می‌شوند. سرویس بهداشتی به تعداد بسیار کمی موجود است و اجابت مزاج به‌دشواری انجام می‌شود. با وجود گرمای شرق و جنوب‌شرقی کشور هیچ امکانی برای استحمام وجود ندارد و فعالان می‌گویند بوی زهم، نامطبوع و کثیفی بیش‌ازحد سوله‌ها و اتاق‌ها، عملاً آنها را بی‌استفاده کرده و حتی در گرمای ۴۰ درجه، مردم را به محیط باز کشانده است. فعالان جهادی حاضر در اردوگاه الغدیر می‌گویند دولت تقریباً به اوضاع سامان داده است، اما در میلک، زهک، نیمروز و سایر نقاط مرزی شرایط همچنان آشفته است. گزارش‌های مردمی نیز می‌گوید بسیاری از اتباع به‌دلیل گردوغبار زیاد مسیر، با بیماری‌های چشمی و تنفسی به اردوگاه‌ها وارد می‌شوند.

پادکست ۲۱ تیر

پروازهای لغوشده، مطالبات بلاتکلیف

|پیام ما| می‌گوید قرار بوده برای دیدن فرزندانش که در اروپا تحصیل می‌کنند، چند روزی سفر کند، بلیت و ویزا هم گرفته بوده که جنگ شده، حالا او مانده و ویزای آلمان و بلیتی که تکلیفش مشخص نیست. پیگیری‌هایش هم به جایی نرسیده. یک نفر دیگر منتظر است تا هزینه پرواز لغوشده‌اش را پس بگیرد تا زمینی به ترکیه برود، چون سفر کاری داشته و جنگ پابندش کرده و تا بیست روز دلش آشوب بوده که روند کارش چه می‌شود. کافی است در شبکه‌های اجتماعی و دوستان و اطرافیان موضوع لغو پروازها را مطرح کنید تا با تجربیات متعدد افراد در این مورد روبه‌رو شوید؛ کسانی که بسته شدن بیست‌روزه آسمان ایران به‌نوعی خسارت مالی و روحی به آنها وارد کرده. حالا سازمان هواپیمایی اعلام کرده که تمامی خسارات به افراد عودت داده می‌شود، اما این پروسه آنقدر زمان‌بر شده که طاقت بسیاری از مسافران را طاق کرده. پلتفرم‌های فروش بلیت توضیحات خود را دارند و می‌گویند بخشی از خسارات مسترد شده و برخی در پروسه استرداد است. دفاتر خدمات مسافرتی مسافران را به ایرلاین‌ها ارجاع می‌دهند و سازمان هواپیمایی اعلام کرده «هزینه حدود ۸۰۰ هزار بلیت به مردم مسترد شده و بهای حدود ۳۹ هزار بلیت نیز باقی مانده.» از طرفی بخشی از مطالبات مردم مربوط به هتل‌ها و ایرلاین‌های خارجی است که حاضر به استرداد مبلغ نیستند. در چنین شرایط پیچیده‌ای همچنان موضوع بدهی مردم از بخش گردشگری کشور، چالشی است که بخش زیادی از مسافران با آن مواجه‌اند و از سویی می‌تواند موجب سلب اعتماد مردم به بخش‌هایی از این ساختار شود.