نتایج جستجو برای: تالاب هامون
زخمهای خاموش؛ طبیعت ایران در سایه جنگ
سمیه رفیعی؛ نخستین محیط زیستی در هیئت رئیسه مجلس پس از ۲۳ سال
در تحولی مهم برای حوزه محیط زیست ایران، سمیه رفیعی، دکترای مدیریت محیط زیست و رئیس فراکسیون محیط زیست، به عنوان نایبرئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی، برای نخستین بار پس از دو دهه، به عضویت هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی درآمد. این انتصاب، امیدها را برای اولویتدهی مستمر به مسائل زیستمحیطی در سطح قانونگذاری افزایش داده است.
بهروزرسانی نقشه کانونهای گرد و غبار کشور
دبیر ستاد ملی سیاستگذاری و هماهنگی مدیریت پدیده گردوغبار از بهروزرسانی نقشه کانونهای گرد و غبار کشور با همکاری چند دستگاه اجرایی خبر داد و اعلام کرد در فاز بعدی، این کانونها اولویتبندی میشوند و نتایج آن تا یک ماه و نیم آینده مشخص خواهد شد تا اعتبارات بر نقاط بحرانی متمرکز شود.
ژاپن چگونه به تالابهای ایران کمک میکند؟
سال بیم، امید و سوگ
تجربه دو جنگ که هنوز یکی از آنها به پایان نرسیده و چشماندازی هم برای پایان آن نیست، آتشسوزیهای گسترده در جنگلهای شمال و زاگرس، شهادت سه محیطبان پارک ملی گلستان، شهادت چهار فعال محیطزیست در آتشسوزیهای زاگرس، ممنوعیت ورود به مناطق برای کارشناسان حیاتوحش، نرسیدن حقابه به تالابها، آلودگی هوا در بسیاری از استانها، افشا شدن فیش حقوقی مدیران سازمان منابع.طبیعی و حمله به جنگلبانان توسط قاچاقچیان چوب تنها بخشی از اتفاقات حوزه محیطزیست و منابعطبیعی در سال ۱۴۰۴ بود. سالی که طبیعت ایران فشار بیسابقهای را تحمل کرد و خسارتها بیش از این میشد، اگر حافظانش دست از تلاش میکشیدند.
زخمها عمیقاند، اما امید عهد ماست با آینده
هامون، از اسطوره تا زوال
مردم تالابنشین ایران در آینه تجربههای جهانی
صدای پارو خوردن قایقهای چوبی در هورالعظیم، بوی نیهای خیس در تالاب انزلی، باد شورِ برخاسته از بستر خشکیده دریاچه ارومیه و دستان ترکخورده زنانی که در هامون حصیر میبافند، تصاویری آشنا اما رو به محوشدناند. تالابها و دریاچهها فقط پهنههایی آبی با پرندگان مهاجر و چشماندازهای شاعرانه نیستند؛ برای میلیونها نفر در ایران و سراسر جهان، تالاب «خانه»، «منبع معاش»، «پناهگاهی در برابر بحرانها» و بخشی جداییناپذیر از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی است. بااینحال، سرنوشت مردم تالابنشین اغلب در سایه تصمیمهایی رقم میخورد که کیلومترها دورتر از زیست آنان شکل گرفته است؛ تصمیمهایی که تالاب را نه بهمثابه یک سیستم زنده، بلکه بهعنوان منبعی برای بهرهبرداری کوتاهمدت یا زمینی بلااستفاده مینگرند. این یادداشت تلاشی است برای نگاهی تشریحی و تطبیقی به وضعیت مردم تالابنشین ایران در مقایسه با تجربههای جهانی. هدف، صرفاً فهرستکردن تالابها یا مقایسه جغرافیاها نیست، بلکه نشاندادن این واقعیت است که شباهتهای معیشتی، فرهنگی و زیستمحیطی میان تالابنشینان جهان بسیار عمیق است و تفاوت اصلی، در شیوه حکمرانی آب، طبیعت و مشارکت جوامع محلی نهفته است. ایران از نظر تنوع تالابها و پیشینه فرهنگی تالابنشینی، چیزی کمتر از بسیاری از کشورهای دارای تجربههای موفق جهانی ندارد، اما در تبدیل این سرمایه طبیعی و انسانی به توسعه پایدار، با چالشهای جدی مواجه است.
