بایگانی مطالب برچسب: جنگ
فقط یک ماه برای بازسازی روان وقت دارید
آتشبس اعلام شده است اما جایی در دل ما هنوز درگیر جنگ است. به آسمان و زمین ما حمله شد و دشمن، جان مردم را نشانه گرفت. ما دوازده روز و شب با چهره خشمگین جنگ روبهرو بودیم و اکنون با آوار خانههای مسکونی، عکس کودکان بیگناه در خیابانها و روایتهای تلخ این ازدسترفتنها. جنگ، بیهشدار، روان جمعی ما را در هم کوبید و بعد از ۱۲ روز آتش بیامان، آنها که زنده ماندهاند، نمیدانند با ترسهای شبانه و بغضهای بیمقدمهشان چه کنند. در این گفتوگو با «پروین میرعنایت»، رواندرمانگر و سرپرست انجمن حمایت از کودکان پساحادثه، درباره وضعیت روانی مردم پس از این تجربه ناگهانی و فرساینده پرسیدهایم؛ از اضطرابی که در جان ما جا خوش میکند، سوگی که ادامه دارد، و اینکه آیا راهی برای بازگشت به آرامش هست؟
صیانت از «جان اشیاء» در موشکباران تهران
موشکباران صدام به تهران رسیده بود. قرار شد همه آثار موجود در بخشهای موزه ایران باستان به گنجینه منتقل شوند. مکانی که زیر حیاط موزه و مرکز باستانشناسی از چند سال پیش برای تحویل و نگهداری آثاری که از کاوشهای باستانشناسی به دست میآمد، ساخته شده بود. آن موقع من دیگر در بخش تاریخی و لرستان موزه کار نمیکردم.
حمله به حافظه تاریخی ایران
شایعهسازی علیه میراث فرهنگی
ما رفتگان، با برفوبوران باز میگردیم
شعر چگونه چهره پنهان جنگ را آشکار میکند؟
بازگشت به خانه در بیموامید
ساعت ۱۱ شب بود که به تهران رسیدند، دوستانشان را به خانههایشان رساندند و وارد خیابان پاسداران شدند. چند کوچه پایینتر از بوستان نهم ترافیک شروع شد. مردم برای تماشا آمده بودند. با وجود تماس دوستان و اطلاعرسانی در مورد آنچه در این کوچه اتفاق افتاده بود مانیا باز هم شوکه شد. از دو خانه ویلایی سرکوچه تنها تلی از خاک و از ساختمانهای چندین طبقه اطراف آنها، تنها اسکلتی به جا مانده بود. اسباببازی فروشی سر کوچه دیگر آن نمای شاد همیشگی را نداشت، با وجود پاکسازی، کف خیابان پر از شیشه بود و برق میزد. همسرش حسین سر کوچه ماشین را پارک کرد تا ببینند چه بر سر همسایگان آمده است. مانیا مات و مبهوت به ساختمانها نگاه میکرد. خانه آنها در انتهای کوچه بود، موج انفجار به شیشههای لابی رسیده و باعث فروریختن آنها شده بود. در تاریکی شب عکسی از ساختمان سر کوچه گرفت و آن را در شبکه اجتماعی خود منتشر کرد. همان وقت یکی از آن سر دنیا پیامی برایش فرستاد که دلش را آتش زد. یکی از همانها که رفتهاند و منتظرند جانهای عزیز دیگری هزینه بدهند تا دنیای آنها گلستان شود. تنها مانیا نبود که در برگشت به خانه شوکه شد، بسیاری پس از چند روز خروج از تهران، با شهر دیگری مواجه شدند. بیش از این گروه، آنها که پیش از جنگ به دلایل مختلف به کشورهای دیگر سفر کرده بودند و در میانه جنگ با سختی فراوان خودشان را به تهران رساندند.
از خسارات محیطزیستی جنگ غافل نشویم
روزنامهنگارانی که جنگ را روایت کردند
بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد
هنوز آتشبس میان ایران و اسرائیل قطعی نشده بود و گمانهزنی سیاستمداران غرب و شرق درباره آن به یقین نرسیده بود که بسیاری از کسبوکارها به فکر تعدیل نیرو افتادند؛ تعدیلی که برای برخی از کارمندان و کارگران از جنگ هم ترسناکتر بود. اما ریشه این تعدیل نیروها چیست؟ آیا صاحبان کسبوکار و سرمایهگذاران به این نتیجه رسیدهاند که روزهای بدتری در راه است و دیگر نمیتوانند به کارمندان و کارگرانشان حقوق دهند؟ آیا جنگ ۱۲روزه شرایط را دشوارتر از پیش کرده است؟ «محمد وصال»، اقتصاددان و مدرس دانشگاه شریف معتقد است مسئله تعدیل نیرو بیشتر انعکاسی از شرایط پیش از جنگ است و انعکاسی از نااطمینانیهای قبل است. او میگوید: اخراج و کنار گذاشتن نیرو برای کسبوکارها زمانی توجیه دارد که کسبوکار در افق میانمدت و بلندمدت نخواهد کسبوکار فعلی را حفظ کند؛ زیرا اگر اکنون بخواهد افرادی را از کسبوکار بیرون کند و یک یا دو ماه دیگر دوباره بخواهد آنها را استخدام کند، هزینه استخدام و اخراج بهقدری زیاد است که اصلاً توجیه ندارد. برداشت بنده آن است که برای روشن شدن مسائل چند هفته یا حتی چند ماه زمان لازم داریم. در بخشی از این گفتوگو او درباره اینکه سیاستگذار باید در شرایط فعلی دست به چه اقدامی بزند، توضیح داد.
